ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1574
سفرنامه شاردن ( فارسى )
تا نه و ده سالگى زيباترين كودكان جهانند ، اما از آن پس در صورتشان جوشهاى زياد نمودار مىشود . بر چهرهء دلفريب دختركان نيز همانند سيماى پسر بچهها جوش بسيار مىنشيند ، و طراوت و شادابى زنان پس از بيست و پنج سالگى نمىپايد . از آن پس بر عارض لطيف و گلگونشان چينهاى زشت نمايان مىشود و جملگى كريه مىنمايند . بالاى كوى مسيحيان و آتش پرستان گورستانهاى آنهاست . اروپاييان و مسكويها نيز گورستان خاص دارند . بعضى از گورها را به سبك مقابر مردمان مشرق زمين برآوردهاند ، و آن سنگ چين يا آجر چينى به مساحت هفت يا هشت پاى مربع به ارتفاع پانزده شانزده شست است كه بر آن گنبدى برآوردهاند كه بعضى روزها براى پرستش پروردگار يا خوردن ، يا ياد كردن مردگان بدان جا مىروند . ميان اين گورها قبر رودلف Rodolphe ساعت ساز آلمانى است كه به فرمان شاه صفى اول كشته شد ، و بهتر آنست بگويم شهيد شد . زيرا وى به قصاص كشتن كسى كشته شد كه قصد كشتن وى را كرده بود . شاه در تمام طول مدتى كه رودلف در ايران به سر مىبرد با كمال رأفت و ملايمت با او رفتار مىكرد ، و اگر مسلمان مىشد دارايى بىكران مىيافت ، و چون از دين خود به دين ديگرى نپرداخت لايق عنوان جليل شهيد شد . عدهاى از ارامنه هر روز بر سر گورش مىروند ، كندر مىسوزند ، شمع برمىافروزند ، و كوزه مىشكنند ، و بدينسان جادو و طالع شوم را از خود دفع مىكنند . ارامنه بر عموم پيرو خرافات و اوهامند ؛ از جمله بر اين اعتقادند اگر بيمار تبدارى بر سر گور كسى كه بىگناه كشته شده برود ، و كوزه آبى را كه از آن آب مىنوشند بشكند ، بيماريش به زودى رفع مىشود ، و همهء ارامنه بر اين باورند كه رودلف آلمانى بر خلاف عدالت كشته شد زيرا مقتول در حالى كشته شد كه با شمشير آخته به ساعت ساز حمله بردهاند . ارامنه به نيّت تفأل پنج سنگريزه روى اين گور پرتاب مىكنند ، اگر سنگريزهها به شكل صليب قرار گرفت فالشان خوب است . همچنين ارامنه بر اين اعتقادند اگر بر سر گور شهيدان يا شخص مقدّس ديگرى گرد آيند و در طلب خير و بركت و دفع شر و همّ و غم دعا كنند به مراد مىرسند . اين گورستانها از كوههاى نزديك اصفهان كه كوه صفه ، كوه تخت رستم ، و كوه تخت فارس ناميده مىشوند دور نيستند . آنان بر اين باورند در اين كوهها چندان جانوران درنده بودهاند كه هيچ كس جرأت نزديك شدن به آن را نداشته است .