ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1331
سفرنامه شاردن ( فارسى )
خواجهسرايان خواندن و نوشتن مىآموزند و جز آنان مربى و معلمى ندارند . من خواجهسراهاى دانشمند و هنرمندى ديدهام كه در حرمسراى شاه خدمت مىكردند . بعض آنها در برخى فنون مهارت داشتند . پادشاه فقيد از نوباوگى به هنر رسم و نقاشى آشنا شده بود . وى مدل تراش بسيارى از جواهرات را كه به دست خود كشيده بود مدت زمانى پيش از مرگش به من داد ، و سفارش كرد به هر كس كه پرسيد آنها ترسيم كيست بگويم شاه ايران كشيده است . اين رسمها و نقشها كه با قلم مو نقش شده بود چنان زيبا و به كمال بود كه گفتى نقاشى چيرهدست كشيده است . وى همچنين در كندهكارى و نقشآفرينى روى سنگ و چوب مهارت داشت ، و اين هنرها را از خواجههاى دربار آموخته بود . امّا چون همهء خواجهها داراى استعداد هنرى ، فنى ، علمى ، و نيروى جسمانى كافى نمىباشند ، غالبا در خانههاى اعيان و بزرگان خدمتگرى مىكنند ، و وسايل و لوازم زندگى آنان را مىخرند . بهاى خواجههاى هشت تا شانزده ساله به نسبت هوش و استعداد و رفتار و اندام خوشى كه دارند ، و دانش و ادب و هنرى كه آموختهاند به تفاوت هزار تا دو هزار فرانك است ؛ و خواجههايى كه عمرشان بيشتر است كمتر خريدار دارند . آنان را در طفلى مثلا هنگامى كه هفت تا ده سال دارند اخته مىكنند ، و از آن پس هرچه زودتر مىفروشند . خواجهها ارباب خود را عوض نمىكنند ، زيرا همين كه به تملّك كسى درآمدند ، و پا در خانهء آنان نهادند ارباب بنا به مصالح و خواستههاى خود به وظايفشان آشنا مىكند و عادت مىدهد ، و اگر لازم شود از تنبيه كردنشان نيز خوددارى نمىورزد . از روى ديگر چون خواجهها درمىيابند و مىپذيرند چون برده و زرخريد مالك خود مىباشند ، براى تأمين آسايش نسبى خود جز فرمانبردارى به صدق و ارادت ، و تن به رضا دادن چاره ندارند . و غير اتّخاذ اين روش به هيچ روى قادر به جلب اعتماد و اطمينان وى نمىباشند . از اين رو چندان به حسن خدمت و تحصيل رضاى وى مىكوشند كه پس از مدتى نه تنها جاى خود را ميان آن خانواده باز مىكنند ، بلكه در بسيارى موارد و امور حقّ شركت و دخالت مىيابند . بيشتر خواجهها را از هند يا سواحل مالابار Malabar مىآورند . رنگ اين خواجهها فلفل نمكى يعنى متمايل به سياه و سفيد است ؛ و رنگ خواجههايى كه از سواحل بنگال مىآورند زيتونى است . خواجههاى سياه حبشى و از ديگر نقاط افريقا مىباشند . خواجههاى سفيد پوست گرجى و چركسى كماند ؛ تنها شاه خواجههاى