ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1557
سفرنامه شاردن ( فارسى )
است . رياست اين هيأت را بروكمان Brucman بازرگانى از مردم هامبورگ بر عهده داشت ، و او وظيفهء خويش را به بدى انجام داد . وى در آينهء خيال چنين پنداشت سود سرشارى كه عايد شركت هلندى هند شرقى مىگردد همه از تجارت ابريشم ايران است . همچنين مىانديشيد چون بيشتر ابريشم ايران در ولايات ساحلى درياى خزر كه مقابل مسكو است به دست مىآيد اگر از راه شمال به اروپا حمل گردد چون راه نزديكتر است كرايه و زحمت انتقال آن كمتر خواهد بود . و با توجه به اين عوامل مىتوان با شركت هلندى هند شرقى به رقابت پرداخت . مرد بيچاره غافل از اين بود كه اوّلا اين شركت از تجارت ابريشم ايران نفعى نمىبرد ، و هر سال ناچار است مقدار معينى ابريشم از پادشاه ايران بخرد . ثانيا به جبران خريد اين مقدار ابريشم تجارت هلنديان در ايران از پرداختن كلّيهء عوارض و حقوق گمركى معاف است . بروكمان پيش از توجه بدين نكات بازرگانان هامبورگ را از خيالهاى خود آگاه ساخت . آنان نيز سود خويش را در برقرارى اين رابطهء بازرگانى شناختند ، و بىآنكه بدين موضوع نيكو بينديشند حكومت را به افتتاح باب تجارت ابريشم برانگيختند ، و حكومت به تشكيل شركتى مصمم شد تا از طريق مسكو با پادشاه ايران باب مذاكره را بگشايد . نخستين مشكلى كه روى نمود اين بود كه شهر هامبورگ چندان شهرت و نفوذ و توانايى نداشت كه رأسا بتواند در اين مهم توفيق يابد ، و هيأت سفارتى به دربار ايران اعزام دارد . از اين رو به دوك هلشتاين متوسّل شد و از او تقاضا كرد ضمن شرايطى معين كه مورد پذيرش هر دو قرار گرفت نام و عنوان خود را به اين سفارت بدهد . پس از انجام يافتن اين مذاكرات و حصول موافقت بروكمان با يك نفر نمايندهء دوك هلشتاين راه مسكو را در پيش گرفتند ، و چون به آنجا رسيدند با دوك بزرگ مسكو دربارهء حقّ عبور عدلهاى ابريشم قراردادى بستند . شرايط اين قرارداد چندان سخت و سنگين بود كه عامل اصلى زيان رسيدگى و به هم پاشيدگى طرح ايشان شد . پس از اينكه اين دو از بندرهاى درياى خزر كه مركز اصلى محصول ابريشم است وارد ايران شدند و در آنجا با فراغ خاطر هزينهء حمل و نقل و حق عبور ابريشم را سنجيدند دريافتند اگر ابريشم را در ايران نيم بها بخرند حقوق گمركى و ترانزيتى و هزينهء حمل و نقل چنان سنگين است كه هرگز در كشور خويش به فروختن ابريشمهاى خريدارى شده موفق نخواهند شد . وقتى به اشتباه خويش آگاه شدند در صدد اختفاى خطاى خود برآمدند ، و چارهگرى را تصميم كردند مأموريت تجارى