ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1329

سفرنامه شاردن ( فارسى )

اختصاص داده است . اين حكايت را نيز شنيده‌ام كه يك روز پيش از آن كه گرد آمدن زنان در گذرگاه شاه و حرمش ممنوع شد ، گروه بسيارى از زنان جوان و زيباى جلفا در حالى كه هر هفت كرده آرايش كرده بودند چنان كه بكوشند شاه را به دام عشق خود گرفتار كنند به دنبالش مىدويدند . در اين هنگام يكى از زنان حرم با صداى بلند خطاب به آنان گفت : اى كرشمه سازهاى بىآزرم ، اى لوندهاى بىشرم ، آيا براى هر كدام شما يك شوهر بسنده نيست كه مىخواهيد نظر تنها شوهر چهارصد زن را به سوى خود جلب كنيد ، و حال آنكه ما خود يكان يكان مىكوشيم به رغم ديگران وى را براى خود نگهداريم . هنگامى كه اهل حرم شاه با وى بيرون مىروند همگى سوار بر اسب مىشوند . گرچه غالبا نظرشان گردش كردن است ، اما گاهى براى پيدا كردن دختران جوان و زيبا نزد ارمنيها مىروند . رسم ارامنه اين است كه دختران خود را در خردسالى حتى هنگامى كه شيرخواره‌اند نامزد مىكنند ، از اين‌رو در چنين مواقع آنان را پنهان مىدارند زيرا رسم بر اين است كه هيچ كس نبايد به دخترى كه نامزد دارد عشق بورزد . هوس شاه در طلب دختران زيبا و دلارام غالبا ناراحتيها و دشواريهاى زياد براى خانواده‌هايى كه دختران خوبرو و دلستان دارند و آنان را پنهان مىكنند به بار مىآورد ، زيرا بعضى از ارامنهء كژطبع بدآرام خبر مىدهند كه فلان كس دخترش را پنهان كرده ، و آنان كه شريرتر و فتنه‌انگيزترند محلّ اختفاى دختران را نيز مىنمايند .