ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1528
سفرنامه شاردن ( فارسى )
در ميان آن و اطرافش روزنههايى است كه آب از اين مجارى مىگذرد ، و هنگامى كه آب رود كم و پايين باشد مىتوان بدون نگرانى از تر شدن گذر كرد . درون چشمهها كاملا صاف و باز است ، و در فواصل دو قدم به دو قدم سنگهاى مكعب شكلى به ارتفاع نيم تواز تعبيه شده كه انسان مىتواند از روى همهء آنها بجهد ، و بىآنكه تر شود خود را از يك طرف رود به طرف ديگر برساند . جز اينها راه دراز و باريكى بالاى دهانهها تعبيه شده ، و در جمع چنان است كه هشت نفر مىتوانند همزمان با هم از راههاى مختلف اين پل ، خود را از يك طرف رود به طرف ديگر برسانند . اين پل را معمولا پل جلفا مىنامند زيرا شهر را به آبادى جلفا كه محل سكونت همهء مسيحيان پايتخت است مربوط مىكند . همچنين به نام بانيش اللهوردى خان مىخوانند . فراموش كردم كه بگويم از راه پلههايى كه در چشمهها تعبيه شده مىتوان از بالاى پل به زير آمد . براى تكميل توصيف اين خيابان زيبا و فرح بخش اصفهان ، بايد به شرح باغ خرم و با صفايى كه در آخر آنست ، و هزار جريب ناميده مىشود بپردازم . اين نام را از آن به اين باغ ندادهاند كه به راستى هزار جريب وسعت دارد . بلكه به سبب بزرگيش