ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1326
سفرنامه شاردن ( فارسى )
حرم به چشم نمىآيد . اگر گذرگاه زنان حرم در شهر باشد همهء كوچههاى مسير و تمام كوچههاى طرف راست و چپ گذرگاه را قرق مىكنند ، و اين مراقبت را از آن به كار مىبرند كه كسانى به هر دليل در مكانهاى ممنوع نمانند ، و جانشان در معرض خطر و تلف نيفتد . اما اگر زنان حرم شاه قصد رفتن به ييلاق كنند نصف روز پيش از بيرون شدن ايشان تمام طول راه را تا فاصله يك فرسنگ از مردان خالى مىكنند . اين كار وسيلهء يك دسته افراد مسلح به نام قرقچى انجام مىگيرد . قرقچيها زير فرمان تفنگچى آقاسى انجام وظيفه مىكنند ، و دستور قرق كردن راه را خواجه سرا وسيلهء رئيس كشيك حرمسرا به تفنگچى باشى ابلاغ مىكند . قرقچيها روز پيش از حركت كردن حرمسرا طىّ راه رفت و آمد مىكنند ، و جار مىزنند كه مردان از فلان ساعت نبايد از خانه بيرون بيايند ، زيرا حرم شاه از اينجا مىگذرد ، و اگر مردى بر خلاف فرمان مقاومت و عمل كند و ديده شود در دم كشته مىشود ، و نه تنها مأمور مسؤول نيست بلكه تشويق هم مىشود . دو ساعت پيش از بيرون شدن زنان حرم قرقچيها به ييلاق مىآيند و چند تير رها مىكنند تا مردان به شنيدن صداى آن هر جا كه هستند اعم از شكاف كوهها يا حفرهها به خانه پناه ببرند . مردم ايران با مفهوم صداى تير در چنين موارد آشنا مىباشند ، و در ذهن آنان همان مقصود را مىنمايد كه در جاهاى ديگر صداى تير توپ آشكارا مىكند . خواجهسرايان نيز يك ساعت جلوتر به دهكده مىروند ، آنان نيز جار مىزنند كه اگر مردى در محلهاى ممنوع ديده شود بىدرنگ به قتل مىرسد . بارها چنين وحشيگريها و اتفاقات بدفرجام روى نموده و جانها به باد رفته است . مىگويند زمانى كه شاه عباس ثانى در سفر بود يك تن از آن دسته نوكرانش كه مأمور برپا داشتن چادرها بودند چون خسته و فرسوده شد زير يكى از چادرهايى كه به كمك او براى سكونت زنان حرم برپا شده بود لميد تا وقتى كه همكارانش همهء چادرها را برافراشتند برخيزد و برود . اما از بدبختى از بسيارى خستگى به خوابى سنگين فرو رفت . خواجه سرايانى كه به مثابهء پيش قراول بودند به آنجا رسيدند ، و وى را خفته ديدند . آن بيچارهء برگشته بخت را در همان قالى كه روى آن خفته بود پيچيدند و چندان ماليدند و غلتاندند كه جان سپرد . به سخن ديگر زنده به گور شد .