ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1325
سفرنامه شاردن ( فارسى )
فصل سيزدهم قرق يا منع نزديك شدن به حرم سلطنت اكنون كه شرح چگونگى نگهدارى زنان در حرمسرا به سرآمد ، نوبت آن است كه طرز مراقبت و محافظت آنان هنگامى كه به سفر يا گردش يا ديد و بازديد مىروند گفته شود . وقتى زنان مهتران جاهمندان ارشد قصد رفتن به جايى از خانه دارند ، و اين كار منحصرا در شب صورت مىگيرد ، عدهاى از سواركاران صد قدم جلوتر ، و گروهى از سواركاران صد قدم دور تر به دنبال آنان حركت مىكنند . و دمادم قرق مىزنند : قرق ، قرق . اين لفظ تركى و به مفهوم منع ، قدغن ، مىباشد ، و در اين مورد بخصوص به معنى دور شويد ، هيچ كس نزديك نشود مىباشد . در ذهن ايرانيان اين صدا و اين كلمه اثر و سابقهاى وحشت آفرين و بيمانگيز دارد ، و چون هيچكس نمىخواهد حتى دو بار آن را بشنود ، آنان كه اين صدا را مىشنوند چون شير زنجير گسسته و از بند جسته به نيروى هرچه تمامتر از نزديك آن گذرگاه مىگريزند . در فاصلهء ميان اين دو گروه سواران چند تن از خواجهسرايان در حالى كه آنان نيز بر اسب سوارند ، و هر يك چماق بلندى بر دست دارد حركت مىكنند تا بر سر كسانى كه از گذرگاه زنان محتشم دور نشدهاند بكوبند . اما چنان كه پيش از اين اشاره كردم كم اتفاق مىافتد كه زنان مقامات طراز اول پيش از نيمه شب از حرم خارج شوند ، خواه به ديدن خويشان و بستگان خود بروند و خواه از خانهء آنان بازگردند . قرقى كه براى زنان حرم شاه بر پا مىشود به راستى وحشتانگيز و رعبآفرين است ، زيرا جان كسانى كه نزديك گذرگاه آنان و مكان ممنوع ديده شوند بر باد است . گستردگى ميدان ممنوع تا حدى است كه سياهى شتران حامل زنان زيباى