ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1503

سفرنامه شاردن ( فارسى )

نمىباشند ؛ مانند حيوانات به هم مىآميزند و محرم و نامحرم و خويش و بيگانه نمىشناسند ، و اگر دربارهء مناسبات خانوادگى و زناشويى يا امور قضايى از آنان پرسشى شود جواب گفتن نمىتوانند . محققان برآنند كه كوليان از زمان حضرت ابراهيم پديد آمده‌اند ، و از آغاز پيدايى بدين‌سان زيسته‌اند . ملّايان ايرانى دربارهء ظهور كوليان مىگويند هنگامى كه ابراهيم از پرستش آتش روى برتافت نمرود پادشاه آن زمان خواست به مكافات اين گناه وى را در آتش بسوزاند ، اما وقتى وى را روى پشتهء بزرگ هيمه نهادند و افروختند آتش به ابراهيم درنگرفت ، و به وى آسيب نرساند . نمرود سخت در شگفت ماند و سبب آن را از عالمان دينى دربار خود پرسيد . آنان گفتند بالاى تودهء هيزم فرشته‌ايست كه او را از سوختن نگهبانى مىكند . نمرود پرسيد براى راندن و دور كردن اين فرشته چه بايد كرد . آن عالمان گمراه و دروغگو گفتند براى دور كردن فرشته تنها چاره اينست كه در برابر اين فرشته شنيع‌ترين عمل انجام پذيرد و اين عمل با زنا كردن برادرى به نام « كو » با خواهرش « لى » صورت گرفت و از پيوند اين دو طايفه كولى پديد آمده است ؛ و چنان كه گفتم اصطلاحا به هر فرد بيكار و دزد و بىدين و عارى از فضايل مردمى كولى مىگويند . كوليان را غربتى يا قبايلى نيز مىنامند و اين هر دو در فقه اللغهء ايشان به معناى افعال شنيع و نكوهيدهء مخالف طبيعت مىباشد كه بسيار نفرت‌انگيز و مذموم است . در طول ميدان كهنه چند كوكنارخانه وجود دارد ، و مناره‌اى قديمى نيز ديده مىشود كه منارهء خواجه عالم نام دارد . و كاخ شاهى اصفهان سابقا در كنار آن بوده است ، اما به مرور زمان چنان ويران گشته كه اكنون آثارش به سختى ديده مىشود . از آن پس نقاره‌خانهء قديمى است كه چنانچه پيش از اين آورده‌ام هنگام غروب آفتاب ، همچنين به وقت دميدن خورشيد در آن نقاره مىنواختند ، و اكنون در نقاره‌خانه ميدان شاه نقاره مىنوازند . از آن پس يك حمام ، كاروانسرايى به نام كاروانسراى كوزه‌گران ، مدرسهء تهماسب ، بازار ساغرىسازان واقع است . در اين بازار انواع ساغريهاى بسيار خوب به رنگهايى كه در هيچ نقطهء دنيا نظير آنها را نمىتوان يافت مىسازند . سپس قيصريهء كهنه يا بازار شاه قديم است . اين بازار پيش از آن‌كه شاه عباس كبير در اصفهان بازارها و بناهاى بزرگ و عالى برآورد ، و اين شهر را توسعه دهد مركز تجارت و ثروت و آمد و رفت بود . اكنون كاملا ويران ، و در آن اصطبلهايى داير شده كه قريب