ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1504
سفرنامه شاردن ( فارسى )
صد و بيست تا صد و پنجاه قاطر شاه نگهدارى مىشود . آنسوتر يك گرمابه ، يك كاروانسرا ، يك مسجد وجود دارد كه همه كمرزرين خوانده مىشوند . از آنجا راه به كوچهء دو برادران مىرسد كه كوچهاى بدنام است ، از آنكه ساكنانش جملگى زنان روسپى مىباشند . پس از آن كوچهء ملّا مؤمن است كه مسجد ملّا نغمه درآنست . از آن پس راه به گود گيوهچينان مىرسد . اين صنعتگران تخت گيوه را از پارچههاى كهنهاى كه در كنار هم به صورتى خاص مىچينند و رويهاش را با نخ مىبافند درست مىكنند . گيوه را غالبا ديهنشينان به پا مىكنند ، و دوام آنها سه برابر پاىافزارهاى چرمى است . اين كوچه به خانهء مير عسس رئيس گزمهها كه شبها حكومت و نگهبانى شهر به دست اوست ، منتهى مىشود . از آنجا رو به دروازهء طوقچى و دردشت ، راه از كوچههاى حكيم شفايى - يعنى طبيبى كه شفا مىبخشد - ، كوچه مربافروشان كه سراى اردستانيها در آنجاست ، كوچهء عطاران ، و كوچه محمود شاه كه آخرين آنهاست مىگذرد . در اين منطقه كه شهر كهنه نام دارد هيچ نشانى از عمارت عالى و باشكوه نيست . خانهها همه كوچك ، پست ، چسبيده بههم است ؛ هيچ يك آنها باغچه و درخت ندارد . هواى اين قسمت شهر خفقانآور است ؛ ساكنانش همه بينوا و فقيرند و در سختترين شرايط زندگى مىكنند . كوچههاى اين منطقه چنان تنگ و كوتاه و پرپيچ و خم و تو در توست كه گذشتن از آنها بىراهنما دشوار است . ساختمان ديگر شهرهاى عراق عجم كه همزمان با اصفهان قديم بنا شدهاند همه بدينگونه است . زيرا مدّت چهار يا پنج سال كشور ايران همواره در معرض هجوم و غارتگرى دشمنان گوناگون بوده ، و مردمان ناچار بودهاند به هنگام ظهور اين خطرات بزرگ خانه و اسباب زندگى خويش را رها كنند و به كوهها و قلعهها بگريزند . به تدريج و آهسته آهسته خرابههاى اين منطقه را نوسازى مىكنند و خانههاى خوب و وسيع مىسازند ، باشد كه پس از سپرى شدن سالها از شهر كهنه نشان بهجا نماند . از دروازهء طوقچى و دردشت رو به محلاتى كه هنوز به شرح آنها نپرداختهام نخست راه به قلعهاى مىرسد كه ايرانيان آن را دژ طبرك مىنامند ، و متصل به ديوارهاى شمال شهر است . اين قلعه به شكل مربع نامنظم با قطر هزار پاست . از گل ساخته شده ، اما روى بيرونش با گچ اندود شده است . ديوارش بلند و كنگرهدار است . مجهّز به جانپناهى بزرگ مىباشد ، و در هر سويش فاصله به فاصله برجهاى