ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1502

سفرنامه شاردن ( فارسى )

فرمان شاه در اصفهان كه پايتخت و قلب شاهنشاهى ايران است كاملا رعايت مىشود ، اما در شهرهاى مجاور مرزهاى شمالى اين رسم منفور ، همچنان برقرار است ، و من در تبريز و ايروان قهوه‌خانه‌هاى زيادى ديده‌ام كه در آنها پسر بچه‌هاى زيبا چونان زنان روسپى خود را به جوانان عرضه مىداشتند . اين كار بد از كشور عثمانى همسايهء ايران به اين كشور سرايت كرده و ايرانيان از آنان آموخته‌اند ، و تركان بيش از ايرانيان به اين عمل زشت و بهيمى مىپردازند . ادامه راه محلهء دردشت به كوچهء باقريان ، و از آن‌جا به تختگاه هارون ولايت مىرسد ، و من شرح آنها را در صفحات پيش آورده‌ام . پس از آن چهار راه گلبار است ، و كاخ بزرگ خليفه سلطان داماد و وزير اول دولت شاه عباس بزرگ در اين محلت است ؛ و جنب آن كاروانسرا و بازارچه‌اى است به همين نام . كوكنار خانه‌اى نيز در آن‌جاست . كوكنار جوشاندهء گل خشخاش است كه بعض مردم مخصوصا عمر - پيمودگان و سالخوردگان براى كيف و لذت‌جويى و گاهى به منظور فرو رفتن به عالم خلسه كه نوعى خواب زدگيست مىنوشند . چنان‌كه پيش از اين ياد كرده‌ام تأثير اين جوشانده متناسب با مقدار مصرف آن مىباشد . از اين‌جا مىتوان ميدان كهنهء اصفهان را ديد . بر سر راه و نزديك آن حمام تخت و يك قصر قديمى بسيار بزرگ به نام خانهء سگ وجود دارد كه چون از آن ميرشكار بوده اين نام يافته است . اين خانه از آجر به سبك اروپايى ساخته شده ، چه در هر يك از چهارگوشه‌اش چند برج عظيم است . شاه عباس بزرگ سالى چند و تا زمانى كه كار ساختن قصرش به پايان رسيد در آن سكونت داشت . كاروانسراى على عطّار ، و كاروانسراى كوليها نزديك خانهء سگان است . كوليها از نژادى پست ، خوارمايه ، و شوخگين‌ترين قبايل بشرى مىباشند و ژنده‌پوش و تنبل و بيكاره‌اند . در منجلاب كثافت زندگى مىكنند و همانند بوهميايىهاى Bohemiens اروپاييان مىباشند . عده‌شان قريب هزار نفر مرد و زن است كه در دور افتاده‌ترين محلات بيرون شهر به طور پراگنده زندگى مىكنند . آنان تن به كار نمىدهند . روزها از بامداد تا شامگاه بدن خويش را به آفتاب مىسپارند ، و شب هنگام براى رفع گرسنگى به سرقت ميوه و ديگر مواد خوراكى مىپردازند ، اما زنان آنان غربال درست مىكنند و از موهاى يال و دم اسب برخى چيزها مىسازند . كوليها به هيچ دين و آيين و رسم و قاعده‌اى پاىبند