ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1323

سفرنامه شاردن ( فارسى )

داريوش و ديگر شهرياران آن روزگاران است ، درمىيابيم و پى مىبريم كه ايران باستان داراى چه ثروت سرشار و فروشكوه خيره‌كننده‌اى بوده است ، و جاى شگفتى است كه چگونه در اين كشور هنوز اين همه آبادانى و رفاه و آسايش و ظرافت و آداب به‌جا مانده است . مردان ايران بر اين قولند كه زنانشان تنها به كار كامجويى و آوردن فرزند مىخورند و بس ، از اين‌رو در پرورش فكرى و هنرآموزى ايشان نمىكوشند . خود زنان نيز جز اين نمىخواهند ، نه چنان كه بايد خانه‌دارى مىكنند ، و نه به امور ديگر مىپردازند . اوقات خود را به بيهودگى و آسانگيرى و تنبلى مىگذرانند . تمام مدت روز در بستر لميده‌اند ، و كنيزكان كم سال با دستهاى خود بدنشان را مىمالند . زيرا اين يكى از لذتهاى زنان آسياست . يا آن كه با تنباكوى داخلى قليان مىكشند . اين نوع تنباكو آن قدر ملايم است كه اگر دود آن را از بامداد تا شامگاه بكشند سردرد و ناراحتى در وجود نمىآورد . اما زنان كارآمدتر و زرنگ‌تر گاهى خياطى مىكنند ، و از عهدهء اين كار به خوبى برمىآيند و غذاشان هميشه آماده است ، و زنان حرمسراى پادشاه هرگز براى ديد و بازديد از حرمسرا بيرون نمىروند . زنان بزرگان نيز به ندرت از خانه خارج مىشوند ، و اگر خواهان ديدار زنى باشند او را به خانهء خويش مىخوانند ، و لازمه اين روش زندگى اينست كه با عدهء كمى از زنان مراوده داشته باشند و براى ملاقات به راههاى دور و دراز نروند . فقط اگر مواردى مانند عروسى يا زايمان يا عيد پيش آيد خواهر به ملاقات خواهر ، يا برادرزاده به ديدار عمه‌اش مىرود ، اما اين ديدارها غالبا هفت يا هشت روز به طول مىانجامد ، و زن و دختران و خواجه سراهاى خود را به همراه مىبرد . به سخن ديگر اگر شوهرش به او اعتماد كامل نداشته باشد عدهء بيشترى همراهش مىكند تا پيوسته مراقبش باشند . شاهزاده خانمهاى نزديك به دربار پيوسته وسيله‌ها مىانگيزند تا به حرمسراى پادشاه دعوت شوند ، و هنوز به خانه خويش بازنگشته‌اند از نو تدبيرها مىانديشند و به كار مىبرند تا دگر بار احضار شوند ، و هشت يا ده روز آن‌جا بمانند ، زيرا افزون بر تفريحاتى كه آن‌جا مىكنند هداياى ارزشمندى نيز با خود به خانه مىآورند . جاه‌مندان و بزرگان پيوسته آرزومندند كه همسران آنان به حرمسراى پادشاه دعوت شوند ، زيرا به وسيله آنان تمنيات خود را محرمانه به عرض پادشاه مىرسانند .