ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1322
سفرنامه شاردن ( فارسى )
به نظرم خشمگين مىنمود ، زيرا خواجهباشى حرم كه آنجا حضور داشت بيش از آنچه لازم بود پارچه طلب مىكرد ، و ناظر موافق نبود ؛ و من در جريان كار شنيدم كه خواجهسرا به ناظر آهسته گفت پادشاه اكنون شصت بچهء زنده در حرمسرا دارد ، و با توجه آنچه در مورد حرمسراى پادشاه شنيدم معتقدم هر وقت عدهء فرزندان شاه زياد مىشود از شمار آنان مىكاهند . ملكهء مادر بر اين عمل زشت و فجيع نظارت مىكند اما چون كارى مرسوم و معمول است شناخت و قبح آن از ميان رفته است . ملكهء مادر صاحب اختيار مطلق و فرمانرواى كلّ معشوقان پسر تاجدار خويش است ، و سرنوشت همه آنان و فرزندانشان در يد قدرت اوست ، و بىمدد لطف وى هيچيك از محبوبههاى شاه و گرچه مورد محبت خاص باشد نمىتواند موقعيت خويش را دير زمانى حفظ كند . گفتنى است كه پادشاهان ايران هرگز مانند رعاياى خود همسرى را به عقد ازدواج خود درنمىآورند . زنان حرم شاه جملگى كنيزان وىاند ، و هر دخترى كه وارد حرم مىگردد از خود هيچ اختيار ندارد . پادشاه مالك مطلق اوست ، و به دلخواه خود با او رفتار مىكند . آنچه دربارهء عدهء فرزندان شاه آوردم اگر از منبعى قابل اطمينان نمىشنيدم براى من شگفتانگيز و غير قابل باور بود . زيرا در موارد ديگر شنيدهام كه شاه در زمان واحد معشوقههاى زياد ندارد ، و معمولا مدتها با يكى از آنان مىآميزد . به هر روى حرمسرايى بدان عظمت و زيادى معشوقگان به دلايلى كه به برخى از آنها اشاره شد مايه كثرت جمعيت نمىشود ، و اصولا تعداد افراد خانوادههاى ايران بسيار نيست حتى كمتر از عدهء افراد خانوادههاى فرانسوى مىباشد ، و اين امر ناشى از آنست كه دختران و پسران ايران پيش از آن كه به رشد طبيعى برسند به هم مىآميزند . به سخن ديگر قبل از آن كه قابليت آميزش يابند با داروها و معجونهاى محرك قواى جنسى خويش را ناروا تحريك مىكنند و بر اثر همين مباشرتهاى بىهنگام ، زنان ايران و بيشتر نقاط مشرق زمين در بيست و هفت يا سى سالگى از بچه آوردن بازمىايستند . نوشتهاند سلطان مراد سوم امپراتور عثمانى يكصد و دو فرزند داشته . اين از نوادر و مستثنيات است و كليت ندارد ، و وقتى به آداب و عادات ايرانيان دربارهء چگونگى نگهدارى زنان در محدودهء خانه ، و دور نگهداشتن آنان از مردان تأمل كنيم علّت تفاوتهايى را كه ميان زندگى اجتماعى ايران كنونى ، و ايران زمان پادشاهى