ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1477
سفرنامه شاردن ( فارسى )
از اين جا رو به سوى ميدان شاه ، راه نخست به يك كاروانسرا موسوم به بابا كمپانيون Pere Compagnan ، و از آن پس به كاخ صفى ميرزا مىرسد كه ميدانى جلو آن است . ميان سه پسر شاه عباس بزرگ او از همهء بزرگتر و وليعهد بود ؛ ولى چون پادشاه به وى بدگمان و خشمگين گشت او را كشت . ديرى نگذشت از كردهء خود چنان پشيمان شد كه غم آن تا پايان عمر بر دلش سخت سنگينى مىكرد ، و جبران را پسر او را كه وى نيز صفى نام داشت وليعهد و جانشين خود كرد ، و براى اينكه دو پسر ديگرش با او به مخالفت برنخيزند ، هر دو را نابينا ساخت ، و شاه صفى اول فرزند صفى ميرزاى مقتول است . هنوز هم برخى از فرزندان ذكور و نوههاى دخترى صفى ميرزا در حرم به سر مىبرند كه طبق رسوم مبتنى بر سياست كشوردارى دربار ايران كه نبايد هيچيك از افراد ذكور خاندان سلطنت بينا بمانند جز دو سه نفر نزديكترين جانشينان شاه جملگى را كور مىكنند . به سخن ديگر بنا بر همين رسم شوم و مذموم همهء شاهزادگان ديگر را اعم از اينكه از دختر يا پسر پادشاه در وجود آمده باشند تا نسل دوم و گاه سوم از نعمت بينايى محروم مىكنند . اكنون به شرح محلّت دار البطيخ كه از پرجمعيتترين كويهاى شهر ، و در انتهاى آنست مىپردازم . اين برزن را بدين مناسبت كه ميدان بزرگى به نام ميدان مير ميان آنست كوى مير نيز مىنامند . از كوچهاى موسوم به گلخنده وارد محله مىشوند . نخستين چيزى كه به چشم مىآيد برج قديمى و بلندى است كه آن را برج سركه مىنامند ، و نزديك آن قصر حاتم بيگ است كه در زمان سلطنت پادشاه سابق داروغهء شهر اصفهان بود و به همت و كوشش و تدبير خود پايتخت را از وجود اوباشان و شريران پاكيزه ساخت ، و نظم و آرامش را به شهر بازگرداند . از آن پس مسجد ميرزا اسماعيل و گرمابه و گورستانى به همين نام است . سپس به دو گرمابه ديگر مىرسند كه يكى حمّام شاهزاده خانم ، و ديگرى گرمابهء داروغه ناميده مىشود ، و اين گرمابه متصل به مقبرهء بزرگى است كه بىبى بيگم دختر شاه حسن در آن به خاك خفته است . از آن پس مدرسهء جعفريه است كه گرچه قديمى است بسيار خوش منظر و زيبا مىنمايد ، زيرا بسيار جاى آن با كاشيهاى خوش - رنگ و نگار و سنگ مرمر پوشيده شده است . بعد از آن كاخ حسن آشپز است كه در آغاز جوانى آشپزى ساده و تنك مايه بود . سپس مدرسهء دار البطيخ است كه به نام