ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1445
سفرنامه شاردن ( فارسى )
محيطش از يك ليو « 1 » و نيم كمتر نيست . چنان كه پيش از اين ياد كردهام در بزرگش رو به ميدان گشوده مىشود و عالىقاپو نام دارد كه به معنى در بلند يا در مقدس و متبرك است ، و نبايد چنان كه برخى تلفظ مىكنند به سبب شباهت به غلط علىقاپو بر زبان آورد . پيرامون اين در و آستانهاش همه از سنگ سماق سبز ساخته شده است . آستانه به صورت نيمدايره است ، و پنج يا شش انگشت بلند است ، و ايرانيان آستانه و در را جملگى مقدس مىشمارند ، و اگر كسى بر آن پا بگذارد به سختى مجازات مىشود . از اين رو بايد از بالاى آن عبور كرد ، و كسانى كه مورد لطف و عنايت قرار گيرند ، ضمن تشريفات خاص آستانه را مىبوسند ، و با صداى بلند تندرستى و بزرگى و توانمندى شاه را از خدا آرزو مىكنند . شخص شاه نيز به منظور پاسدارى حرمت آستانه هرگز سواره از آن نمىگذرد . در فاصلهء پنج يا شش قدم سمت داخل درگاه دو تالار بزرگ است كه يكى از آن دو جايگاه ديوان بيگى يا رئيس ديوانخانه است كه مسؤوليت امور قضايى را به عهده دارد ، و عريضههايى را كه مردمان به شاه مىنويسند به عرض معظم له مىرساند ؛ و تالار ديگر دفتر خوانسالار اعظم است كه ايرانيان وى را قاپوچى مىنامند . دو تالار كوچك نيز در كنار اين تالار است كه به آنها كشيكخانه مىگويند و محل اقامت قورچيان يا نگهبانان است . امّا شخص شاه در ايران چندان محترم و مقدس است كه نه تنها در تمام مدت روز هيچ نگهبان در كشيكخانه حضور ندارد بلكه شبها همچنانكه در خانهء خود آسوده مىخوابند در آنجا با خيال راحت استراحت مىكنند . حتى در تمام طول شب و روز در بزرگ باز است ، و هر كس مىتواند به دلخواه خود در آن درآيد ، يا بيرون شود . به سخن ديگر هيچ نگهبان فرياد برنمىآورد كيست كه از آنجا مىگذرد ، و هيچ مأمورى در كمين كسى نمىنشيند . هركه خواهد گو بيا و هر كه خواهد گو برو ، و هرگز هيچ اتفاق سويى رخ نمىدهد . اين درگاه پناهگاهى مقدس و مصون از تعرض است ، و جز شاه هيچكس نمىتواند كسانى را كه بدين در پناه آوردهاند و بست نشستهاند براند . همهء ورشكستگان و تبهگاران تا زمانى كه رسيدگى به كارشان پايان نيافته بدين درگاه پناه مىجويند . زنان و مردان در دو باغ جدا از هم كه هر كدام يك
--> ( 1 ) - ليو معمولى معادل 4 كيلومتر ، ليوزمينى برابر 4444 متر و ليو دريايى معادل 5555 متر بوده است .