ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1446

سفرنامه شاردن ( فارسى )

تالار و چند اتاق كوچك دارد فراهم مىآيند . در ايران هيچيك از مساجد و اماكن مقدس بست به شمار نمىآيد ، و تنها آرامگاه بزرگان دين و اين درگاه و مطبخ و اصطبل اسبان شاه چه در داخل شهر و چه در ييلاقات محل تحصن است . چنان‌كه گفتم تنها شاه مىتواند فرمان اخراج متحصنين را صادر كند . اما اين فرمان مستقيم و در زمان نيست بلكه در مورد لزوم دستور مىدهد چندان غذا از او بازگيرند تا متحصن از بسيارى رنج گرسنگى ناچار به بيرون شدن از بست شود . صوفيان كه وقتى شاه بدون همراهى حرم از كاخ سلطنتى خارج مىشود نگهبانى وى را بر عهده دارند بر امور بست اين درگاه نيز نظارت مىكنند ؛ اما هر زمان شاه و اهل حرمش از كاخ بيرون مىشوند به جاى صوفيان ، منحصرا خواجه‌سرايان از او و زنانش نگهبانى مىكنند . اين خواجه‌سرايان مجازند به هر جاى قصر اعم از حرمسرا و جاهايى كه مردان اجازهء ورود ندارند رفت و آمد كنند . بر حسب رسم و آيين كهن ، به هنگام بيرون شدن شاه از كاخ سلطنتى تنها صوفيان وى را پاسدارى و همراهى مىكنند و جز كسانى كه از نژاد و دودهء آنانند هيچ كس حق ندارد در جمع ايشان درآيد . محلّ سكونت صوفيان خيابانى است كه به عالىقاپو پايان مىپذيرد . در آن‌جا مسجدى است كه روزهاى جمعه در آن‌جا جمع مىشوند و به عبادت مىپردازند . اين مسجد را طاووس خانه « 1 » مىگويند كه به معنى جايگاه عبادت و پرستش مىباشد . روياروى اين باغها در سمت چپ ساختمانى است كه به نام تالار طويله معروف است . اين بنا ميان باغى كه چنارهاى كهن سال و بسيار شاخش بر خيابانهاى آن سايه افگنده‌اند ساخته شده است . در خيابان ميانى كه رو به روى بناست در هر طرف نه آخر بسته شده كه در اعياد و روزهاى رسمى مانند روزهاى پذيرايى از سفيران كشورهاى بيگانه نه اسب از قوى هيكل‌ترين و نژاده‌ترين اسبهاى اصطبل سلطنتى را كه همه زين و يراقهاى زرين مرصع به جواهر دارند با زنجيرهاى زرين بدين جا مىآورند و نگه مىدارند ، و ميخ طويلهء آنها را كه جمله از زر و به زنجير متصل است بر زمين مىكوبند ، و برابر هر كدام كليه لوازم و ابزار نگهدارى اسب حتى چكش و ميخ

--> ( 1 ) - قريب به يقين نام مسجد طاعت خانه بوده نه طاووس خانه . شاردن اسم آن را به غلط شنيده يا خوانده است .