ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1444
سفرنامه شاردن ( فارسى )
واقعند . قهوهخانهها عموما تالارهاى وسيعى مىباشند كه صفّهها و نيمكتهايى همانند ميز كار در زيگران در آنها نهاده شده كه براى نشستن بسيار متناسب است . بعد از آن محله كلاهدوزان است كه از پوست برههاى كوچكى كه پوستشان مجعّد است و از پوست خز كلاه مىدوزند ، و اين محله تا چهار سو ادامه دارد . ايرانيان چهار راه را چهارسو مىنامند . سپس بازار داروفروشان ، بعد بازار تير و كمان فروشان ، و از آن پس مدخل كاروانسراى جده است كه به نام بانى آن مادر شاه صفى اوّل موسوم است . اين كاروانسرا كه چهار كاروانسراى كوچك در اطراف آنست بسيار بزرگ و پرجمعيت مىباشد ، و مجموع اين پنج كاروانسرا را لندنى فروش مىنامند زيرا بيشتر حجرههاى اين كاروانسراها در اختيار كسانى است كه ماهوت مىفروشند ، و چون ماهوت را اول بار بازرگانان انگليسى به ايران آوردهاند ، و هنوز هم ايرانيان اين كالا را از انگلستان مىخرند آنها را بدين نام مىخوانند . اين كاروانسرا همواره پر از جمعيت ارمنيان است كه بيش از بازرگانان ديگر به كار فروش ماهوت اشتغال دارند . تا زمان پادشاهى شاه سليمان تجارت ماهوت در انحصار آنان بوده ، و اكنون نيز هيچ بازرگان ارمنى نيست كه در يكى از اين پنج كاروانسرا حجره نداشته باشد . جوراب فروشان نيز در اطراف سردر همين كاروانسرا به كار اشتغال دارند . ايرانيان از ماهوت جوراب مىدوزند ، و من ديدهام كه جز جوراب ماهوتى هيچ جوراب نوع ديگر ندارند . سپس بازار شمشير سازان ، و بعد بازار فروشندگان كفشهاى ساغرى و كفشهايى است كه پاشنههاى بلند دارد . اين بازار تا در بزرگ كاخ سلطنتى امتداد دارد . پيرامن اين در گروهى از ملاياناند كه هر يك روى قاليچهاى نشسته است . پيش روى هر كدام ميز تحرير كوچكى است كه روى آن مقدارى كاغذ و يك دوات است . اينان نويسندگانى هستند كه براى دهقانان و ديگر كسانى كه سواد ندارند به درخواستشان نامه يا صورت حساب و امثال اينها را مىنويسند . در فاصلهء ميان اين دروازه و در حرمسرا جواهر فروشان ، جواهرتراشان و حكاكان ، و آن سوتر آينه فروشان ، چلنگران و خرازى فروشان ، تا آن گوشهء ميدان كه ما از آنجا به وصف بازارها پرداختهايم ، بساط خود را گستردهاند . اكنون به تشريح و وصف كاخ سلطنتى مىپردازيم . بىهيچ گمان اين يكى از بزرگترين كاخهايى است كه ممكن است در پايتختى ساخته شده باشد . زيرا