ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1438
سفرنامه شاردن ( فارسى )
به شگفتى و تحسين مىنگرند كه ما هرگز از تماشاى ساعتهاى استراسبورگ Strssbourg يا آنورس Anvers محظوظ نمىشويم . آن را كاملترين و اعجابانگيزترين نيروهاى محركه مىپندارند ، در حالى كه يك ساعت زشت و بد تركيب ، همه عروسكها و جانوران را كه هيچيك زيبا و خوش منظر نيست به حركت درمىآورد ، و صداهاى گوشخراشى از آنها برمىخيزد . بازار شاه در شمال ميدان است ، و سردر و جلوخان آن بزرگ ، و به راستى خوش منظر و باشكوه است . اين جلوخان و سردر چنانكه پيش از اين به مناسبت ياد كردهام ، و نقش آن كه پيش نظر داريد گوياست ، به صورت هلال است . اين سردر به شكل نيم گنبد بزرگى است كه روى آن با كاشيهاى چهار گوشهء مزين به رنگهاى گوناگون و دلپسند پوشيده شده است . دو سكو كه سه يا چهار پا از سطح زمين بلندتر مىباشد ، و پهناشان از پانزده شانزده پا درمىگذرد دور بنا را فراگرفتهاند ، و روى آنها را تا چند ذراع بالاتر با سنگهاى يشم و سماق فرش كردهاند . جواهرفروشان و زرگران در روى اين سكوها بساط خويش را پهن مىكنند و به خريد و فروخت انواع زيورآلات و جواهر ، و سكههاى ديرياب مىپردازند . قسمت ديگر اين سكوها اختصاص به كسانى دارد كه لباسهاى گرانبها و زين و برگهاى عالى مىفروشند . بر سردر اين بازار صحنهء جنگ شاه عباس كبير با ازبكان نقش شده ، و در بالا و پايين آن مجلس عيش و نوش جمعى از زنان و مردان اروپايى در حالى كه پشت ميز نشستهاند و جام باده بر دست دارند و به شادى مىنوشند رسم و رقم شده است . هيچ يك اين تصاوير زيبا و دلپسند نيست زيرا ايرانيان بر عموم در كشيدن و پرداختن تصاوير انسان مهارت ندارند . در بالاى سردر جاى ساعت بزرگى كه جاى پايهاش سه يا چهار پاى مربع است بجاست ، اما اكنون از ساعت اثرى نيست . شايد به اين دليل كه ساعتسازى براى به كار انداختن آن وجود ندارد ، يا بدين علت كه چون در مذهب اسلام شنيدن هر صدايى كه شبيه صداى ناقوس باشد حرام است آن را برداشتهاند . با وجود اين در بالاى سردر ، ناقوسى كه وزن تقريبى آن افزون بر هشتصد يا نهصد ليور مىباشد جاى دارد كه بر حاشيهء آن اين كلمات به خط لاتين نقش شده : SantaMariaProMul ieribus . * « 1 »
--> ( 1 ) . بدين معنى است : اى مريم مقدس ، دربارهء ما بيچارگان دعا كن .