ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1439

سفرنامه شاردن ( فارسى )

چنين مىنمايد كه اين ناقوس از آن دير راهبه‌هاى شهر هرموز Ormus بوده ، و از آن جا به اصفهان آورده‌اند . هرموز اندك مدتى پس از ساخته شدن ميدان شاه فتح شده است . شاه عباس كبير پادشاهى دورانديش ، باريك‌بين و زيرك بود و بر اين انديشه بود كه همواره مورد توجه و اعتماد همه ملتها ، بتخصيص ملل اروپا باشد از آنكه شيفته و دلبسته صنعت و بازرگانى آنان بود ، و پيوسته مىكوشيد اعتمادشان را نسبت به خود و ملت ايران جلب كند ، و از اين راه سود بسيار به مردم برساند . از اين رو آنان را در اجراى مراسم مذهبى خويش كاملا آزاد مىگذاشت . ايرانيان نام اين بازار را قيصريه نهاده‌اند . اين اسم يا از تحريف كلمهء قيصر يا از تغيير حروف كايزر كه آلمانيها لفظ قيصر را چنين تلفظ مىكنند پديد آمده است . شاه عباس اين سردر را از آن چنين نام نهاد كه شبيه سردر يكى از بناهاى شهر قيصريه ساخته است . از اين سردر زيبا به بزرگ‌ترين ، پر رونق‌ترين و آبادترين بازارهاى اصفهان وارد مىشوند . در اين بازار سر پوشيده انواع پارچه‌هاى گران قيمت به فروش مىرسد . وسط بازار دايره‌سان ساخته شده و بالاى آن گنبدى عظيم است كه بلنديش برابر ارتفاع طاق بازار مىباشد . ضرابخانه در جانب راست اين بازار ، و كاروانسراى شاه است . اين كاروانسرا از آن بدين اسم ناميده شده كه از جمله مستغلات شاه مىباشد . كاروانسرا داراى دو طبقه است ، صحنش وسيع مىباشد و افزون بر يكصد و چهل اتاق دارد . سردر دو عمارت كاروانسرا و ضرابخانه همانند سردر بازار شاه مىباشد . روى سردر ضرابخانه تصوير حضرت على جانشين پيغمبر در حالى كه شمشير دو تيغه‌اش را بر دست دارد و كسى را از چنگال شيرى مىرهاند نقش شده . مسلمانان تصوير حضرت على را با نقاب سبز ، و صورت ديگر امامان و پيغمبران را با نقاب سفيد رسم مىكنند . زيرا بر اين اعتقادند هر صورتگرى و گرچه به كمال هنرمندى باشد هرگز نمىتواند خطوط سيماى پيغمبر و امامان را چنان كه بوده بنمايد .

--> اين دو ناقوس بزرگ را زنان پرتغالى مقيم هرموز در سال 1609 تقديم كليساى هرموز كردند . مدافعان قلعه هرموز روز يازدهم جمادى الثانى 1031 قمرى برابر 1001 شمسى برابر 23 آوريل 1622 تسليم شدند و قلعه را به ايرانيان و انگليسيان سپردند .