ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1430
سفرنامه شاردن ( فارسى )
چهار پايان بزرگ است ، و پهلوى آن بازار اسب فروشان ، شتر فروشان و قاطر فروشان قرار دارد . فروشندگان چهار پايان هر روز فقط تا هنگام ظهر به كار خود ادامه مىدهند ، و بعد از ظهرها محل كارشان در اختيار درودگران و تخته فروشان قرار مىگيرد ، و آنان در و پنجره ، ناودان ، كليددانهاى چوبى ، كليدهاى چوبين و آهنى مىفروشند . بعد از آنجايگاه مرغ فروشان و محل فروشندگان ميوههاى خشك است كه در ايران انواع و اقسام بسيار دارد . سپس به ترتيب فروشگاه نخهاى پنبهاى ، مسگرى ، و طناب فروشانى كه افسار و طنابهاى نيمدار مىفروشند . از پس آنها جايگاه فروشندگان كلاههاى پوستى ، فروشندگان نمدهاى ضخيم كه براى پوشاندن بدن اسبها و ديگر چهارپايان سوارى به كار مىرود . محلّ فروش زينهاى نو ، و پوست فروشى كه دو قسمت است يك قسمت جاى فروش پوست به مسلمانان ، و قسمت ديگر مخصوص مسيحيان است ، زيرا مسلمانان بر اين باورند پوست يكى از چيزهايى است كه اگر غير مسلمانى به آن دست بزند ناپاك مىشود ؛ از آنكه پشم همانند اسفنج عرق دست و پا را جذب مىكند و مسلمان نبايد اجناس پشمى و پوستى را از غير مسلمان بخرد . پس از آن بازار چرمهاى كلفت ، و بعد فروشگاه چرمهاى لطيف و نازك واقع است . سپس بازار البسهء مستعمل مخصوص بزرگسالان ، و دنبال آن فروشگاههاى منسوجات كتانى ضخيم است . سپس جايگاه كار حلاجان است كه پنبه براى لايى و آجيده كارى لباس مىزنند . از آن پس مسگران ، و آنگاه صرافان كه روى ميز كوچكى چهار گوشه كه سه يا چهار پايه دارد مىنشينند ، مجرى آهنى كوچكى كنارشان است . كيسهء چرمينى براى شمردن سكه پيش رويشان قرار دارد ، طبيبان نيز اسباب كار و حرفه خويش را روى ميزى سست و پوشالى پهن كردهاند . انتهاى ميدان را ميوه فروشان اشغال كردهاند . برخى از كسانى كه غذا مىفروشند آن را به دست مىگيرند و دوره مىگردانند . ميوه فروشان نيز خربزه را به چند قسمت تقسيم مىكنند ، و هر پاره را به يك دينار به خريداران مىفروشند . در ميان اينان كسانى هستند كه لباسهاى كهنه را براى فروختن به رهگذران نشان مىدهند . همچنين كسانى در حدّ فاصل ميان جوى آب و خانهها ، بساط خود را پهن كردهاند و همان چيزهايى را كه خرده فروشان مىفروشند مقابل دكان آنان تعمير و ترميم مىكنند .