ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1429

سفرنامه شاردن ( فارسى )

روى صندوق يا بار خود را با چتر يا سايه‌بانشان مىپوشانند و بىآنكه كسى مسؤول نگهبانى متاعشان باشد به خانه‌شان مىروند . اما بر اثر اين آسانگيرىها هرگز زيانى به ايشان نمىرسد ، زيرا مجازات دزدى در ايران بسيار شديد است . افزون بر اين در تمام مدت شب گاه به گاه پاسداران به ميدان سركشى مىكنند ، و چون رئيس آنان مسؤول هر چيز كه به هنگام شب گم شود مىباشد ، ناچار بايد در حفظ مال مردم نهايت مراقبت را به جا آورند . نزديك غروب آفتاب بندبازان ، حقه‌بازان ، خيمه شب‌بازان ، معركه‌گيران و نقالانى كه به نظم يا نثر سخن ساز مىكنند ، قصه پردازان ، مسأله گوها در ميدان اجتماع مىكنند ، و به هنرنمايى مىپردازند . زنان روسپى نيز چادرها برپا مىدارند و در آن جمع مىشوند ، و هر كه جوياى آنان باشد بدان جا مىرود ، و دلخواه خويش را برمىگزيند . روزى شاه عباس دوم بىآنكه ميدان را خلوت كنند خواست از آن‌جا بگذرد . ازدحام چندان بود كه پاسداران نتوانستند آسان براى گذشتن وى راهى از ميان انبوه جمعيّت بگشايند ، از اين رو پادشاه بساط افگنى خرده فروشان را ممنوع كرد ، و اين دستور چهار سال پيش از مرگش صادر شد . اما مدتى بعد ، هنگامى كه شاه به هيركانى سفر كرد فرمانش را لغو نمود ، و اجازه داد خرده فروشان مانند سابق بساطشان را پهن كنند ؛ زيرا روى هم رفته هر روز قريب صد فرانك از ايشان گرفته مىشد ، و گرچه بعض آنان روزى فقط يك سو مىدادند . اين درآمد كه به سبب عدم اعتبار خرده فروشان روزانه يا هفتگى دريافت مىشود صرف مسجد مىشود . همچنان كه همه صنعتگران و فروشندگان هر صنف در داخل شهر ، كنار هم دكان دارند فروشندگان يا صنعتگرانى كه در ميدان بساط پهن مىكنند كنارهمند تا مردم بدانند براى خريدن اشياء مورد نظرشان به كدام قسمت ميدان بروند . مردم مىگويند در زمان سلطنت شاه عباس كبير و جانشينش درآمد روزانه ميدان افزون بر پنجاه اكو بود . به گمانم نامناسب و ناروا نيست كه دربارهء اين بازار بزرگ شرح و توضيح بيشترى بدهم ، زيرا اين بزرگ‌ترين بازار عمومى است كه من به عمر خويش ديده‌ام ، و مىتوان گفت نوعى بازار مكاره مىباشد . شاه عباس كبير طرز استقرار و آرايش صنوف مختلف را در اين بازار بزرگ معلوم كرد . نخست كنار مسجد ، بازار خر فروشان و