ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1428
سفرنامه شاردن ( فارسى )
در گوشهء در حرمسرا پايهء دو ستون سنگى وجود دارد كه با نهايت ظرافت و زيبايى ساخته شده و از جمله آثار نفيس باستانى است و آنها را از خرابههاى تخت جمشيد بدين جا آوردهاند . بالاى سر در مدخل بازار شاه ، دو ايوان سر پوشيدهء بزرگست كه به آن نقاره خانه مىگويند و به معنى محل نواختن ادوات موسيقى است ، و هر روز به هنگام برآمدن آفتاب و غروب خورشيد در آنجا سرنا و دهل و طبل مىنوازند . اين طبل سه برابر طبلهاى ما اروپاييان است و صداى مهيبى از آن برمىخيزد . يادم رفت بگويم گرداگرد ميدان در فاصلهء ميان جوى و خانهها ، سراسر درختان چنار غرس شده ، و شاخههاى اين درختان همانند چترى بر سر خانههاى نزديك خود سايه مىاندازند ، اما آنها را از ديدهها نهان نمىدارند . وجود اين درختان ستبر و سايه ور بر جلوه و رونق و شكوه ميدان مىافزايد ؛ خاصه در فصل تابستان به ويژه هنگامى كه خرده فروشان در ميدان بساط گستردهاند و زمين آب پاشى شده ، و آب در جويها جريان دارد منظرهء ميدان بسى زيبا و با صفا و طرب خيز است ، و به اعتقاد من در هيچيك از شهرهاى سراسر گيتى ميدانى به عظمت و شكوه و فرح بخشى ميدان شاه اصفهان وجود ندارد ؛ زيرا گردش در آن بسيار آرامش بخش و شادى فزاست ، و مىتوان در سايهء درختانش آسود . اين ميدان بزرگ در روزهاى برگزارى جشنها و عيدها و مراسم پذيرايى از سفيران كشورهاى خارجى از جمعيت خالى مىشود ، اما در روزهاى ديگر مسگران ، كهنه فروشان ، خرده فروشان ، پيشهوران و صنعتگران خردهپا ، به سخن ديگر فروشندگان هر نوع كالا اعم از عرضه كنندگان هر نوع مواد خوراكى و چيزهاى ديگر در اين ميدان بساط پهن مىكنند . اين فروشندگان نخست حصير يا پاره فرشى روى زمين پهن مىكنند ، چتر بزرگى كه بر روى پايهاى نصب شده و قابليت چرخاندن به هر طرف را دارد بالاى سر خود مىافرازند ، يا پارچهاى پشمين و سياه روى پايهاى تعبيه مىكنند ، و متاع يا ابزار حرفه خويش را روى حصير يا فرشى كه روى زمين گستردهاند پهن مىكنند . صاحبان كالا و ارباب حرف متاع و ابزار خود را شبها از ميدان بيرون نمىبرند بلكه آنها را يا در صندوقهايى جا مىدهند و به هم مىبندند يا در كيسهء بزرگ ، يا در چادرى جا مىدهند ، و به صورت عدل يا لنگه بارى در مىآورند ، روى آن طناب مىبندند و سپس اين عدلها يا لنگهها را با طناب به هم متصل مىكنند . در آخر كار