ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1411

سفرنامه شاردن ( فارسى )

جوان بود خويشتندارى كرد . شهامت و متانت را از دست نداد ، و در حالى كه مىلرزيد جواب داد : جانى خان ، دستت توانمند و شمشيرت برّا باد . كار خوبى كردى . سزاوار بود كارى كه تو امروز كردى من مدّتها پيش انجام داده باشم . به پاداش شغلش را به تو مىسپارم و داراييش را نيز به تو مىبخشم . ساروتقى هنگامى كه بدين‌سان كشته شد هشتاد ساله بود و سيزدهمين سال صدارتش را مىگذراند . دربارهء وى سخنى ساز كرده‌اند كه آسان نمىتوان پذيرفت . مىگويند با اين‌كه اخته بود سخت فتنه و دلباخته زنان تازه روى و غلامان نوباوه زيبا بود و سرايش پيوسته به گروهى از اين گلچهرگان آراسته بود . و يكى از جاهمندان روزى به من گفت اين صدر اعظم روزى در جمع دسته‌اى از دوستان محرم و همرازش ناگهان از سر مهرورزى نگاهى پر از شوق و تمنا و حسرت و آرزومندى به دو غلام تازه - جوان و خوش منظر كه به خدمتش كمر بسته بودند افگند ، و در حالى كه نظر از ايشان برنمىگرفت و آزمندانه با چشم آنان را مىربود و مىبلعيد به دوستانش گفت : شوربختى و ناسازگارى تقدير بنگريد تا زمانى كه دندانهاى تيز و نيرومند داشتم از قطعه استخوانى بىنصيب بودم و اكنون كه همهء دندانهايم سوده و فرو ريخته چيزهاى لذيذ و چشمگيرى به دسترس دارم . چون همهء خوانندگان اين سرگذشت بىگمان به وقوف بر جريان انتقامى كه از خون اين صدر اعظم عمر پيموده گرفته شده ، راغب و مايل مىباشند ، و به شنيدن آن شادمان مىباشند به طيب خاطر شرح مىدهم . زيرا اين حادثه هم چندان كه واقعه قتل وى غم‌انگيز است ، جانسوز و دلخراش مىباشد . به سخن ديگر نديده و نشنيده‌ام كه دولت و جاه چنين آسان به كسى رو آورده باشد و چنين بناگاه بر او پشت كرده باشد . چنان‌كه پيش از اين اشاره كردم عمل نامردمى جانى خان مورد آفرين شاه و مايهء آسودگى خاطر و شادمانى همه درباريان و جاه‌مندان شد . كليّه بزرگان قتل فجيع ساروتقى را براى جانىخان به مثابهء يك پيروزى بزرگ نظامى مىشمردند و او خود نيز بر اين گمان بود كه به ذروهء ترقى و اوج توانمندى و سرفرازى پيوسته است ، و شگفت اين‌كه ظاهرا قدرت و نفوذ بسيار يافته بود . اما اين صعود و ارتقاى مقام از آن نصيب وى شده بود كه سقوطش مهيب‌تر و درشتناك‌تر باشد . به سخن ديگر تقدير وى را از آن بركشيده بود كه سخت‌تر و وحشت‌انگيزتر بر زمين بكوبد . در آغاز كه اين بختيارى زودگذر نصيبش شده بود پيوسته گروهى در پىاش