ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

981

سفرنامه شاردن ( فارسى )

مىدهد خرسند نمىشوند ، و در پايان كار مسن‌ترين آنان كه معمولا سر گروهشان مىباشد دور مجلس مىگردد ، و دستش را براى گرفتن چيزى دراز مىكند . و چون رقاصه‌ها مزدى كه از روسپىگرى مىگيرند از آنچه به پاداش رقصيدن مىگيرند بسى بيشتر است در جريان رقصيدن با اشارات چشم و سر و ابرو مىكوشند يكى از حاضران را بفريبند ، به خود مايل كنند و به خلوت دعوت شوند ، و اين مثابه همان كارى است كه ما اروپاييان به هنگام اوج مستى و شورش شهوت از سر ميز بر مىخيزيم ، دست زنى را مىگيريم ، و براى آشاميدن يك جام شراب به بوفه مىشتابيم .