ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
977
سفرنامه شاردن ( فارسى )
كوچك آگاه شد . آن كه دلم را ربوده مىپرسد چرا خاموش و پريده رنگ شدهاى ؟ كدام شيرين دهنى ترا به كمند عشق خود گرفتار كرده است ؟ آيينهاى برابر رويش گرفتم و گفتم : بنگر تا در اين آينه كه را مىبينى . « 1 » تابناكى چهره شورآفرين تو همانند كهرباييست كه دلها را به سوى خود مىكشد . از چه برق چشمان سياه و فتنه انگيزت آنچه را كه رنگ دلفريبت ربوده مىسوزاند . نفرين به چنين همنشينى كه هنرش سوزاندن و تباه كردن است . از گلستان وجودت گلى به من ببخشاى تا دلم به من باز آيد . آهنگها و آوازهاى ايرانى غالبا روشن ، پر طنين و آرامش بخش است ، و مردم ايران بر اطلاق آوازهاى بلند و پر خروش را دوست دارند و مىگويند آوازى خوش و در خور شنيدن است كه بخنداند يا بگرياند . در زبان فارسى پرده مترادف آهنگ است ، و هر آهنگى را به نام يكى از پادشاهان باستانى يا به اسم يكى از شهرهاى كشورشان نامگزارى كردهاند . ايرانيان نغمههاى قسمت به قسمت ندارند و آنها را پشت سر هم مىخوانند . معمولا همراه با نواى يكى از آلات موسيقى آواز مىخوانند . آواز مردان جوان معمولا رسا و پر طنين است ؛ امّا چون آواز جوانان هم مانند رقصيدن در نظر ايرانيان عملى زشت و موهن است هرگز به تمرين آواز جوانان نمىپردازند ؛ و هرگز به فرزندان خود اجازهء آواز خواندن و رقصيدن نمىدهند . به سخن ديگر اين دو كار ناخوشايند را حرفهء زنان روسپى و لودگان و مسخرگان مىدانند . با اين كه هيچ كس بر خود نمىپسندد كه به آواز خوانى شهره و بدنام شود ، عامه مردم چنان به آواز خواندن دلبستگى دارند كه هنگام اشتغال به كار به منظور تهييج و شوق انگيزى خود در تمام طول مدتى كه سرگرم كارند با صداى پايين و آهنگهاى ملايم زمزمه مىكنند . بنابراين اگر موسيقى ايرانى كاملا روشن و دقيق و كوتاه نيست و نوعى درهم آميختگى و پيچيدگى در آن مشهود مىباشد نبايد در شگفت ماند . ايرانيان نيز همانند تازيان كسانى را كه آواز مىخوانند غانيه مىنامند و مىگويند اين كلمه از غنا اشتقاق يافته و معتقدند مبدع آواز خوانى موسيقى دختران
--> ( 1 ) - دلدار به من گفت چرا غمگينى * عاشق به كدام دلبر شيرينى برخاستم آيينه به دستش دادم * گفتم كه در آيينه كه را مىبينى