ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
969
سفرنامه شاردن ( فارسى )
اشاره شده و غالبا اين ارقام را حساب الهندى ناميدهاند . دوّم ارقامى است كه فقط در محاسبات ديوانى به كار مىرود و اشكال آن ارقام مقتبس از حروف زبان عربى است و اين ارقام را حساب الرقم مىنامند يعنى شمارشى كه با حروف صورت مىپذيرد . سومين نوع ارقام از مطابقت بيست و هشت حرف ابجد در وجود آمده بدين شرح كه نه حرف اوّل طبقه يكان ، نه حرف ثانى طبقهء دهگان و نه حرف بعد طبقه صدگان و حرف آخر هزار است . امّا چهارمين نوع ارقام رقمهايى است كه با مقابلهء حروف حاصل مىشود و بيشتر اخترگران به كار مىگيرند امّا نه به ترتيب پيش ، بل كه به صورت ديگر كه پس از حرف « ب » كه در الفبا دوّمين حرف است حرف « ج » پنجمين حرف الفبا در مىآيد ، و توجّه بدين نكته اين تصوّر را در ذهن من پديد آورده كه آن را از عبرانيان اقتباس كردهاند ، زيرا در الفباى آنان نيز « ج » سوّمين حرف است . اين گونه رقم را هندسى مىگويند كه به معنى رقم منسوب به هندسه است . پنجمين ارقام مرتبط با حروف است ، و هر يك از حروف نمايندهء رقمى ساده يا مركب است . « الف » يك ؛ « ب » دو ؛ « ث » پانصد ؛ « ه » پنج ، « ى » ده ؛ « ك » بيست ؛ « ل » سى ؛ « م » چهل ؛ « ن » پنجاه ؛ « ر » دويست ؛ « س » شصت ؛ و بقيه ، و معادل حرف « غ » هزار است ، كه از همه بيشتر مىباشد . اين نوع شمارش منطبق با حروف شمارههاى ماست كه از هفت حرف در وجود آمده و ما فرانسويان تاريخ چاپ كتابهاى خود را با آن مىسنجيم ، و اين نوع حسابگرى درست همان است كه مردم مشرق زمين ماده تاريخها را با آن درست مىكنند ، و در اين كار كه نوعى بازى با كلمات است ، و تاريخ واقعهاى يا كارى وسيلهء تركيب كلمات مناسب بيان مىگردد مشرقيان استعداد و مهارت كامل دارند . در آن قسمت از سياحتنامهام كه مسافرت از پاريس به اصفهان نام دارد آن جا كه به شرح و وصف كاشان و قم پرداختهام نمونههايى از اين گونه شمارش الفبايى - ماده تاريخ - كه ايرانيان به كار بردهاند و مىبرند آوردهام ، و اينك دو نمونه ديگر از مواد تاريخ كه مربوط به اعراب و تركان است مىآورم : وقتى دمشق به دست تيمور لنگ گشوده شد به افتخار و يادگار اين پيروزى دوكاهايى از زر ضرب شد كه بر يك روى آن « خراب دمشق خراب » نقش شده بود . اين سه كلمه يازده حرف دارد و