ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

968

سفرنامه شاردن ( فارسى )

فصل ششم حساب ايرانيان حساب را اندازهء علم نازل ( Endeze Elm Nazel ) يا علم التكسير مىگويند كه منظور از لفظ اخير علم شكستن اعداد است . و چون در اين بحث از حساب كه قسمتى از علم كلّى رياضى است سخن مىگويم نخست به توضيح و تشريح اعداد كه ايرانيان در محاسبات خود به كار مىبرند مىپردازم . مجموع اعداد ايرانيان پنج گونه است نخستين آنها از ده صورت ساده پديد آمده ، رقم پنج آنها شبيه صفر ما ، صفرشان هم شكل نقطهء ما و رقم نه آنها همانند نه ماست . اين ارقام را شمارش الفبايى يا رقمهاى ابجد مىگويند ؛ زيرا تداول بيشتر دارد و تعليم حساب را با آن آغاز مىكنند . كلمهء ابجد از چهار حرف كه در زمانهاى بسيار قديم نخستين حروف الفبايى زبان عربى بوده و الفباى زبان عربى هنوز با همين حروف شروع مىشود تركيب يافته است ، و چون با ارقام هندسى هم شكل است حساب هم مىگويند ، و من بر اين اعتقادم كه از هنديان گرفته‌اند . همچنين معتقدم اگر ارقام ما با رقمهاى هنديان به دقّت تمام تطبيق و مقايسه شود كاملا نمايان مىگردد كه ارقام ما نيز مأخوذ از ارقام آنهاست و كلمهء شيفر ( Chiffre ) و صفر تازيان نيز هر دو از اصل هندى است ، و اين حقيقت بيانگر اين معنى است كه نخست اعراب ارقام را از هنديان اقتباس كرده‌اند ، و پيش از آن همانند همهء مردم مشرق زمين و نيز مثل يونانيان و لاتين‌ها در شمارش از حروف الفبا استفاده مىكرده‌اند . ايرانيان بر اين باورند كلمهء صفر در اصل فارسى است و به معنى سفر پيشرفت و ترقّى است زيرا جهش و ترقى ارقام به وسيلهء صفر حاصل مىشود ، امّا خود ايرانيان نيز معترفند كه هنديان آن را به ايشان داده‌اند . در آثار متقدّمان نيز بدين نكته