ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

959

سفرنامه شاردن ( فارسى )

فصل چهارم هنر كتابت آنچه من در فصل پيش راجع به زبان ايرانيان نوشتم با موضوع كتابت هم بىارتباط نيست ؛ و از اين نظر مىتواند كاملا مورد توجّه قرار گيرد ؛ و اكنون به بحث دربارهء فن كتابت كه يكى از هنرهاى فطرى ايشان است مىپردازم ، و براى روشن‌تر شدن موضوع سخنم را در باب كاغذ ، مركب و قلم شروع مىكنم ، و توضيح مىدهم كه ايرانيان چگونه آنها را به كار مىبرند . كاغذ در بيشتر شهرهاى ايران ساخته مىشود و صنعتگران همانند ما آنها را از پارچه‌هاى كهنه پنبه‌اى يا ابريشمين درست مىكنند ، امّا چون بر اطلاق نقش و نگار پارچه‌هاى ايران به رنگهاى روغنى است و استحكام زياد هم ندارند كاغذهاى ساخت ايران سپيدى و جلا و قوام كاغذهاى ما را ندارد و وقتى تا شود حالت شكنندگى پيدا مىكند . ايرانيان پيش از به كار بردن كاغذ روى آن را با قشر نازكى از صابون مىاندايند و غلطكى بلورين يا چيزى شبيه آنچه رختشويان ما براى شستن لباس به كار مىبرند روى كاغذ مىكشند تا كاملا صاف و براق شود ، و مركب آسان روى آن بدود . بدين گونه كاغذهاى ساخت ايران از حرير نرم‌تر مىشود . ايرانيان از كاغذهاى ساخت اروپا نيز استفاده مىكنند ، امّا در چنين موارد كاغذهاى نسبة ضخيم را انتخاب مىكنند زيرا كاغذهاى نازك مخصوصا كاغذهاى نازك ساخت ژن فاقد استحكام است و زود پاره مىشود ، و اگر كسى خواهان كاغذ خوب باشد بايد كاغذ ساخت بلخ و بخارا و سمرقند را بجويد . ايرانيان جز به رنگ سياه ، همه رنگ كاغذ درست مىكنند ، و گاه آنها را با