ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

949

سفرنامه شاردن ( فارسى )

چون زبان عربى خواه ناخواه در زبان فارسى رخنه و نفوذ كرده ناروا نيست پيش از بحث دربارهء زبان فارسى دربارهء زبان عربى مطالبى بنويسم . مردم مشرق زمين بر اين باورند كه زبان تازى پربارترين و غنىترين زبانهاى جهان است و هيچ زبان با آن قابليت برابرى ندارد . و چون همهء دانشمندان آسيا و اروپا كه بر اين زبان تسلط كامل دارند اين نظر را مىپذيرند من نيز از ايشان پيروى مىكنم . واژه‌هاى اين زبان چندان زياد است كه شمار آنها را افزون از دوازده ميليون و سيصد و پنج هزار و چهل و دو كلمه مىدانند ، و در كتب تاريخ نقل شده يكى از پادشاهان عرب لغتنامه‌اى بدان بزرگى و عظمت داشت كه براى انتقال آن از جايى به جاى ديگر شصت شتر به كار بود ، و حال آنكه بزرگترين كتابخانه‌هاى مشرق زمين در زمان حاضر بدين گرانبارى نيست . در كتابهايى كه در آنها به فسحت و وسعت زبان عربى اشاره شده آمده است كه اين زبان از نظر لغت چندان غنى است كه شتر هزار اسم دارد كه هر كدام شارح حال و وضع و سنّ حيوان است . فيروزآبادى مصنّف معروف ايرانى نوشته است كه در زبان عربى براى شمشير هزار اسم وضع شده و اين شگفت‌انگيز است زيرا شمشير نمىتواند مانند يك چهار پا در حالات و سنين مختلف باشد . همچنين وى آورده است كه در اين زبان براى شير درنده پانصد اسم ، براى مصيبت چهار صد نام ، براى شير خوردنى دويست ، و براى عسل هشتاد اسم وجود دارد . و نمىدانم خرما و نخل و صد چيز ديگر به چند نام خوانده مىشوند . چيزهايى كه در سرزمين تازيان بيشتر وجود دارند مورد استعمالشان زياد است ، به ويژه نامهاى مترادف متعدد دارند ، و در اين باره حكايت كوتاهى بدين شرح مىگويند : يك نفر عرب كه شنيده بود گربه صد اسم دارد ، اما هرگز اين حيوان را نديده بود تصوّر مىكرد چنين جانور بايد دست كم به بزرگى يك اسب يا يك شتر باشد . محققان و نويسندگان ايران و عرب كه دربارهء زبان تازى مطالعات دامنه‌دارى كرده‌اند بر اين باورند كه هيچ كس نمىتواند كليّهء كلماتى را كه در زبان عربى وضع شده بياموزد و به خاطر بسپارد . اين به معجزه مانند است و جز حضرت محمد بدين مهم راه نيافته است . زبان تازى عطيّه پاك يزدان مىباشد و براى تشريح و توصيف حدّ اعلاى اين زبان مىگويند بهشتيان همه به زبان تازى سخن مىگويند ، از اين كه اين زبان به سبب فسحت زيادى كه دارد مىتواند ظريف‌ترين و نازكترين