ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

931

سفرنامه شاردن ( فارسى )

شمار آورد و به آثار وى به نظر احترام نگريست . بارى ، ايرانيان در رشته‌هاى گوناگون دانشمندان بسيارى داشته‌اند كه هر يك به نوبهء خود چندين اثر پرمايه به جا نهاده است . از اين رو ايرانيان مىگويند و مىبالند كه آثار علمى بزرگان دانش آنها بسيار است . امّا حقيقت اينست اگر مجموع نويسندگان و تأليفات دانشمندان آنان و كتب خانه‌هاشان با عالمان ما و آثارشان و گنجينه‌هاى آكنده از كتابهامان مورد مقايسه قرار بگيرد مصداق ضرب المثل مگس در برابر پيل نمايان مىگردد ؛ امّا نبايد انكار كرد گر چه شمارهء موضوعى تأليفات و تصنيفات دانشمندان ايران از چهار صد در نمىگذرد ، همه پر مايه و غنى مىباشند و براى آموختن هر علمى به حدّ كفايت مىتوان از آنها بهره‌بردارى كرد ؛ و اگر از كتابخانه‌هاى عظيم ما كتابهاى معمولى و كم ارج را بيرون بكشند آشكارا مىگردد كه كتابهاى علمى و مهمّ ما بسيار نيست . اين نكته نيز گفتنى است كه اصولا دانشوران ايران به تصنيف و تأليف كتب علمى چنان كه بايد و شايد نمىكوشند ، و به آنچه عالمان دوران گذشته نوشته‌اند خرسندند ، و بر اين باورند كه بر آنچه آنان نوشته‌اند نمىتوان چيزى افزود ، و شايد يكى از دلايل توقف ايرانيان در راه‌يابى به كشف علوم جديد ، و بهره‌يابى از آنها چنين انديشهء غير منطقى باشد . مصنفان و مؤلفان و دانشوران ايران چون ضمن آثار خود به هيچ روى به كار حكومت اشاره و در آن دخالت نمىكنند هرگز توقعات خاصّ ندارند . همچنين در بند جلب تأييد و تصديق دانشمندان ديگر در هيچ زمينه نمىباشند . آنان هر زمان اثرى جالب و علمى بپردازند به نام پادشاه هم عصر خود يا يكى از جاه‌مندان بلند پايه مصدّر مىكنند . ما اروپاييان اهدا نامه را جدا از متن ، و به صورت جداگانه در صفحات اول كتاب درمىآوريم ، و ايرانيان در آغاز متن كتاب ، پس از ستايش پروردگار و نعت حضرت محمد و مدح دامادش حضرت على و دخترش حضرت فاطمه ، و دوازده امام كه چهارده معصوم خوانده مىشوند ، نام پادشاه يا صاحب جاه مورد نظر خود را درمىآورند . براى اين كه شيوه و طرز نگارش مقدمهء كتاب به رسم ايرانيان نموده شود مقدمه‌اى را كه خواجه نصير الدين طوسى بر سر آغاز زيج ايلخانى « 1 » نوشته درج مىكنم .

--> ( 1 ) - از نسخ خطى زيج ايلخانى سه نسخه يكى در كتابخانه مركزى دانشگاه ، يكى ديگر در كتابخانه مدرسه عالى سپهسالار و يكى در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى ايران وجود دارد كه هر چند به اين كتابخانه‌ها براى رونويس كردن مقدمه اين كتاب مراجعه كردم موفق نشدم .