ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
932
سفرنامه شاردن ( فارسى )
فصل دوّم مكتبها ، مدرسهها و طرز تحصيل ايرانيان كودكان خود را براى آموختن مقدمات علوم دينى و ياد گرفتن و خواندن دعا در شش سالگى به مكتب مىفرستند و چون بر اين اعتقادند كه در سنين كمتر مغز كودكان براى آموختن خواندن و نوشتن آمادگى ندارد هرگز پيش از شش سالگى به اين كار اقدام نمىكنند ، و اين ، روش و انديشهاى عاقلانه و اساسى است ، زيرا هواى ايران بر خلاف هواى اروپا كه سرد و مرطوب مىباشد گرم و خشك است و طبيعت بر مردم آن سرزمين اثر مىنهد و نبايد توقّع داشت كودكان در سنين كمتر از شش سال قواى نارس فكرى خود را صرف آموختن مطالب جدّى كنند . ايرانيان مدرسه را مكتب مىنامند كه به معنى مدخل به جهان دانش ، همچنين باب ورود به امور مادى و دنياى بازرگانى است . « 1 » در هر شهر ، حتّى در هر كوى چندين مكتب وجود دارد . در مكتب هر شاگرد با صداى بلند درس خود را مىخواند ، و چون همهء شاگردان با هم به خواندن درس مىپردازند غوغا و سر و صداى غريبى بر پا مىشود . يكى با صداى بلند الفبا مىخواند ، يكى تهجى مىكند ، ديگرى كتاب فارسى و آن ديگرى عربى مىخواند . يكى براى ديگرى درس را شرح و تفسير مىكند . يكى شعر مىخواند و ديگرى نثر ، و آن ديگرى صرف يا نحو ، و رسم
--> ( 1 ) - اين تعريف درست نيست . در اقرب الموارد آمده مكتب كه لفظى عربى است به معنى موضع علم مىباشد ، و بنا به نوشتهء صاحب انندراج مكتب دبيرستان و جايى است كه در آن نوشتن مىآموزند ، و دفتر خانه و جايى كه در آن كودكان تعليم مىكنند ، و خواندن و نوشتن و جز آن مىآموزانند ، و سبق مىدهند . و در فرهنگ دكتر معين آمده : مكتب محل كتابت ، مدرسه ، دبستان ، مىباشد . اسم مكان و جمع آن مكاتب است ، و مكتبدار كسى است كه مكتب را اداره مىكند .