ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
539
سفرنامه شاردن ( فارسى )
تقديس و تعظيم قرار داده بودند از پى ويران ، و آن را زبالهدان كردند . اما اتفاق شايان توجه اين كه پس از مدتى كه يكى از عالمان روحانى ايران رسالهاى نوشت ، و در آن با دلايل متقن و غيرقابل انكار ثابت كرد كه آن گور ، از آن واعظ ازبك نبوده است . خلق از اين كه دريافتند ساليان دراز بازيچه ضد و نقيضگويى چند تن از روحانيان گشتهاند برآشفتند ، و از آن زمان به بعد هيچ كس نه به خوبى از آن محل ياد مىكرد و نه به بدى . حاكم كاشان مانند ديگر حكّام شهرهاى پارت عنوان داروغه دارد . از سفر اول وقتى به اين شهر آمدم رستم بيگ يكى از دوستانم حاكم بود . چند تن از برادرانش نيز حاكم شهرهاى ديگر اين استان بودند . وقتى دورهء دو سالهء حكومت رستم بيگ به پايان رسيد چون مردم از اخلاق و رفتار و كردارش راضى بودند نمايندگانى به دربار فرستادند ، و از پادشاه التماس كردند اجازه فرمايد رستم بيگ دو سال ديگر در سمت خود باقى باشد ، و به وزيران نيز تحفههايى لايق تقديم كردند تا نزد شاه از درخواست ايشان جانبدارى كنند ، امّا چون اين كار هرگز معمول نبوده شهريار با استدعاى آنان موافقت نفرمود . روز نوزدهم ژوئن چون اسبها سخت خسته و فرسوده شده بودند ناچار در كاشان مانديم . بيستم حركت كرديم ، و هفت فرسنگ پيش رفتيم . دو فرسنگ اوليه راه از دشتى مىگذشت كه شهر در آن واقع شده بود . بقيهء راه گرچه از كوهى بلند كشيده شده بود اما صعب العبور نبود . در مكانى مرتفع به كاروانسرايى بسيار عالى و وسيع رسيديم ، و جلوتر از آن بركهاى بزرگ ديديم كه از آب باران و آبهاى حاصل از ذوب شدن برفهاى اطراف لبريز شده بود . مردم كاشان بهقدر احتياج خود آبهاى اين درياچه را به شهر مىكشاندند و از آن استفاده مىبردند . شاه عباس كبير براى اين كه آب اين درياچه بيهوده به اطراف جارى نشود دور آن را سدّى كشيده بود ؛ همچنين براى عبور و مرور مردم راههاى خوبى احداث كرده بود . سراسر طول اين راه پوشيده از باغهاى بزرگ و آباد و موستانهاى وسيع است ، و جمعيّت انبوهى در آنها زندگى مىكنند . اين باغها و موستانها چنان بىفاصله بههم پيوستهاند كه همه دهكدهاى گسترده دامن و خوشمنظر را مىنمايند . جويهاى بسيارى كه از چشمهسارهاى پاك و روشن مايه گرفتهاند ، هرسو روانند . بر اثر وجود اين چشمهها و كوههاى مجاور هواى اين ناحيه بسيار لطيف و فرحانگيز است ، و