ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
538
سفرنامه شاردن ( فارسى )
كاشان عقرب بسيار دارد ، و زهرشان خطرناك است ، و از جمله نفرينهاى بد كاشانيان اينست كه به بدخواه خود مىگويند : عقرب كاشان دستت را بگزد . اين نيز گفتنى است مردم كاشان كه مىدانند عقربهاى شهرشان چقدر خطرناكند هميشه مقدارى پادزهر در خانه دارند تا اگر عقرب يا رطيلهايى كه به بزرگى شست دستند آنها را گزيدند به كار ببرند . عرض جغرافيايى اين شهر سى و پنج درجه و سى و پنج دقيقه و طولش هشتاد و شش درجه است . اغنام و احشام و پرندگان در كاشان بسيار نيست ، امّا حبوب و ميوه فراوان دارد . نوبر خربزه و هندوانه را از كاشان به اصفهان مىبرند ، و در تمام طول مدتى كه در اين شهر خربزه و هندوانه فراوان است به پايتخت حمل مىكنند . عدهاى از مصنفان و نويسندگان مغرب زمين بر اين اعتقادند كه كاشان همان امبرودكس ) Ambrodux ( يا كتسيفونت ) Ctesiphonte ( پارت مىباشد كه در نوشتهها و كتابهاى يونانى كهن از آن ياد شده است . از روى ديگر نويسندگان ايران مىگويند اين شهر را زبيده زن هارون الرشيد در زمان دوشيزگى خود به احترام جدش قاسان كه از جمله فرزندان على عليه السلام بود بنا كرد . تيمورلنگ پس از اين كه بر اين شهر مسلط شد بر خلاف عادت ، بىهيچ دليل و تنها از روى هوس ، از خراب كردن كاشان خوددارى ورزيد . اين شهر را به دو دليل دار المؤمنين لقب دادهاند ، نخست به سبب سكونت عدهء زيادى از منسوبان و اخلاف على عليه السلام ؛ توضيح اين كه چون فرمانروايان اموى با اين امام بزرگوار دشمن بودند در زمان امارت خود به خلاف وى شكنجه و آزارهاى سخت مىكردند ، از اينرو آنان ناچار ترك وطن كردند . دليل دوّم خاك - سپارى عدهاى از بازماندگان اين امام بزرگوار در كاشان مىباشد كه پس از مردن در اين شهر به خاك شدهاند . مزارهاى اين امامزادگان را سنيّان براى خوشامد حكمرانان خود منهدم كردهاند ، و آنچه نيز باقى مانده بود در حملهء تركها و تاتارها نابود شده ، از اينرو مرقد آنان از قبور ديگران شناخته نمىشود . در زمان خلافت هارون الرشيد گروهى در صدد كشف و يافتن مزارهاى آل على برآمدند . چنان كه به سال 1667 آشكارا شد بناى باشكوهى كه صد سال پيش عدهاى از دينداران راستين بر مقبرهاى كه به تصور خودشان امامزاده بوده ساختهاند از آن يك تن واعظ ازبك بوده است . شيعهها پس از وقوف بر اين اشتباه از شدت خشم و نفرت آن مقبره را كه يك قرن مورد