ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

517

سفرنامه شاردن ( فارسى )

به روزگاران كهن از پس بابل هيچ شهرى به عظمت و آبادانى و ثروت همتاى رى نبوده است ؛ از اين‌رو عظيم‌ترين شهرها ، عروس جهان ، باب الابواب زمين ، و امثال آن لقب داشته است . تاريخ بنا و بانى رى به درستى معلوم نيست ، و بعضى مورّخان مجوس بر اين اعتقادند كه اين شهر را شيث نوهء نوح به طالع عقرب بنا نهاده ، اما عقيدهء عموم برآنست كه رى را هوشنگ ، پادشاه سلسله پيشداديان بنيان نهاده است . مورخان مشرق زمين نخستين سلسلهء پادشاهان ايران را بدين نام مىخوانند . زيرا پادشاهان اين سلسله نخستين شهريارانند كه واضع قوانين دادگسترى بوده‌اند ، و اساس و پايهء سلطنت خويش را بر عدل و داد نهاده‌اند ، هوشنگ دومين پادشاه سلسلهء پيشداديان ، و منوچهر پنجمين شهريار اين سلسله است . اين پادشاه پس از هوشنگ به گستردگى و آبادانى و بزرگى و شكوه رى كوشيد ، و اين شهر تا زمان استيلاى تازيان بر ايران همچنان آبادان و عظيم بود . فاتحان عرب اين شهر و بسيار شهرهاى ديگر را ويران كردند . مهدى بالله ملقب به منصور « 1 » سومين خليفه بغداد به آبادانى رى كوشيد ، و آن را بزرگ‌تر از زمانهاى پيشين كرد ، و در زمانهاى بعد اين شهر چندان عظمت يافت كه وصف آن در سطور پيش گذشت . واپسين ويرانيهاى اين شهر در زمان تسلّط تاتارها ، و وقوع جنگهاى مكرّر داخلى به ظهور رسيد ، در آن زمان چنان كه در اين عهد نيز آثارش بجاست پيروان دين اسلام به دو شعبه شيعه و سنّى تقسيم مىشدند . ايرانيان شيعه و پيروان حضرت على ، و تركها پيرو تسنّن و سنت پيغمبر بودند و اين دو فرقه براى بسط قلمرو و نفوذ خود مدام با هم مىجنگيدند . اين جنگها مدت شصت سال با شدّت تمام جريان داشت . سرانجام بر اثر ناتوانى آخرين پادشاهان ديلمى پيروان تسنّن پيروز گشتند ، اما خود به دو فرقه شافعى و حنبلى تقسيم شدند ، و به هر روى بر اثر وقوع اين سلسله جنگها ، و هجوم وحشيانه و بنيان‌كن مغولان ، شهر باعظمت رى يكسره ويران شد . شصت سال پس از فاجعهء حملهء مغولان فخر الدين سلطان كه با غازان خان به آشتى بود به ترميم رى كوشيد اما موفّق نشد . بطلميوس رى را راكاژا ) Raquaga ( ناميده ، و ديگر محققان يونان باستان نيز

--> ( 1 ) - مهدى پسر ابو جعفر منصور بوده است