ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
510
سفرنامه شاردن ( فارسى )
ابو القاسم اسماعيل بن عباد صدراعظم على ملقب به فخر الدوله پادشاه ايران دستور داد از نو آن را بسازند . پس از مدتى بر اثر جنگهاى داخلى تقريبا تمام شهر قزوين ويران شد ، و امير ابو على جعفر در سال 411 به تعمير و ترميم آن همت گماشت ، و پس از دو سال چنان آن را عمارت كرد كه نشانى از ويرانگريها در آن نماند . در تاريخ قزوين از دو زلزلهء مهيب و وحشتناكى كه در اين شهر به وقوع پيوسته ياد شده است . حادثهء نخست در سال 460 هجرى اتفاق افتاد كه بر اثر آن همهء ديوارها و يك سوّم عمارات شهر فرو ريخت ، و سه سال بعد يكى از شاهزادگان سلجوقى به طالع جوزا آنها را از نو عمارت كرد . زلزلهء دوم كه خرابيهاى آن بسيار كمتر از زلزلهء نخستين بود در سال 562 هجرى روى نمود در آن زمان محمد پسر عبد الله المگار ) Mohamed abdolla elmegare ( بر پارت حكومت داشت ، و مركز فرمانرواييش جايى نزديك قزوين بود . وى بر آن شد به بازسازى ويرانيها بكوشد ؛ و چون دريافت كه برآوردن برجها و باروى فرو ريخته با گل و خشت بىفايده است ، دستور داد آن قسمت از ديوارها را كه به جا مانده بود خراب كنند ، و همه را با آجر برآورند . بارويى كه بدينگونه دور شهر ساخته شد صد هزار و سيصد پا طول داشت و در فواصل هر پانصد پا برجى بنا شده بود . اما پس از سپرى شدن سالها ، تاتارها و تركها همهء اين استحكامات را ويران كردند ، و چنان كه ياد شد در زمان حاضر آثار . آن ويرانگريها بجاست . پس از اين حوادث ، چنان كه مشهود همگان است ، سيصد سال مىگذرد قزوين در صلح و صفا و آبادانى كامل به سر مىبرد ؛ و به سبب اين كه بر سر راه ايالات و ولايات جنوبى ايران با هيركانى و ماد است ، و كاروانهاى تجارى پيوسته از آن مىگذرند داراى موقع بازرگانى ممتاز است . در سال 955 هجرى وقتى شاه تهماسب صفوى خود را از دفاع تبريز در برابر تهاجم شاه سليمان پادشاه عثمانى ناتوان ديد ناچار پايتخت را از تبريز به قزوين منتقل كرد . وى اين شهر را براى اقامت خود در تمام فصول بسيار خوب و مناسب يافت . در فصل تابستان به ييلاقات خوش آب و هواى دامنهء كوه الوند كه تا شهر بيش از سه يا چهار فرسنگ فاصله ندارد خيمه به صحراهاى باصفا و خوشمنظر و روحافزا مىزد ، و از هواى خوش آنها لذّت مىبرد . جانشينان وى نيز بر همين راه و روش بودند . اما شاه عباس بزرگ در نخستين سالهاى سلطنتش