ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
511
سفرنامه شاردن ( فارسى )
پايتخت را از قزوين به اصفهان منتقل كرد . براى اين انتقال چند علت ذكر كردهاند ، از جمله نوشتهاند كه پادشاه آب و هواى قزوين را سازگار وجود خود نيافت . برخى نيز آوردهاند كه چند تن از اخترگران وى را آگاه كردند اگر مانند پدران خود در قزوين بماند حوادث ناگوارى در كمينش خواهد بود . بعضى نيز گفتهاند شاه بر اين نيّت بود كه عمارات و بناهاى باشكوه و رفيعى بسازد و چون قزوين را براى اجراى طرحهاى بزرگ خود كوچك مىيافت اصفهان را براى پايتختى برگزيد . اما در نظر من اين قول كه من آن را از يكى از مقرّبان شاه شنيدهام معتبرتر و به حقيقت مقرونتر است . شاه عباس بر اين نيت بود كه در همهء جوانب بر دامنهء قلمرو خود بيفزايد ، و چون اصفهان به جنوب و مشرق نزديكتر از قزوين و موقع جغرافياييش بسى بهتر بود پايتختش را به آنجا منتقل كرد . به هر روى ، پس از اين كه پاىتخت از اين شهر به اصفهان انتقال يافت اعتبار و اهميّت قزوين كاسته شد . برخى از جانشينان شاه عباس گاهى مدتى كم يا زياد در اين شهر سكونت اختيار مىكردند ؛ حتى شاه فقيد نيز در نظر داشت به قزوين سفر كند اما مرگ امانش نداد . مردم شهر از شاه تقاضا كردند به قزوين سفر كند وى درخواست آنان را پذيرفت و آمادهء حركت شد . وقتى مردم قزوين از زبان يك افسر خبر حركت كردن شاه را به شهرشان شنيدند چنان شادمان شدند كه به رسم مژدگانى سيصد تومان كه معادل هزار و سيصد پيستول طلا بود به وى مژدگانى دادند . فايدهء بزرگى كه از اقامت دربار در قزوين عايد مردم مىشد فروش مقادير زيادى از موادّ خوراكى مازاد بر مصرف اهالى بود كه چون در ايالات و ولايات ديگر خريدار نداشت اگر آنان نبودند بدون استفاده مىماند ، و تباه مىشد . عدهء زيادى از حكما و دانايان از اين شهر برخاستهاند ، و اين نيز از جمله امتيازات قزوين است . يكى از معاريف منسوب به اين شهر لقمان حكيم است كه حكايات و امثال و حكمى كه به وى نسبت مىدهند اگر جمعآورى شود كتابى بزرگ خواهد بود كه به آثار ازوپ ) Esope ( مىماند . حاكم قزوين داروغه خطاب مىشود ، و معمولا پس از دو سال خدمت جاى او را به ديگرى مىسپارند ، حقوق سالانهء داروغه ششصد تومان معادل نه هزار اكوست . لقب اين شهر دار السلطنه است و در اسناد قضايى آن را بديننام خطاب مىكنند ؛ زيرا