ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

482

سفرنامه شاردن ( فارسى )

است زيرا تروا در ارمنستان و تبريز در ماد است . و اين دو شهر دور از هم نمىتواند يكى باشد ، و شباهت ظاهرى اين دو اسم در تلفظ موجب اشتباه اين مؤلف شده است . تبريز كلمه‌اى فارسى است ، و اين نام را در سال 165 هجرى بر اين شهر نهاده‌اند . و چون تبريز چند قرن پس از نوشته‌هاى آنان ساخته شده بنابراين تروا و گابريس ) Gabris ( شهرهاى ديگرى بوده‌اند . نيژر ) Nijer ( مىگويد تبريز همان تيكرانوسرتا ) Tigranocerta ( است و برخى ديگر مىگويند كه تبريز سوز ) Suze ( ماد مىباشد كه در تورات مهم شمرده شده ، بعضى نيز بر اين باورند تبريز همان شهر است كه در كتاب اسدرا ) Esdra ( - آكمتا ) Acmetha ( يا آماتا ) Amatha ( ناميده شده است . گروهى از مصنفان و مؤلفان مانند بطلميوس و مترجم اثر وى جاى آن را در آشور ، و برخى ديگر در ارمنستان نموده‌اند . سرآمدان اين گروه عبارتند از نيژر ، سدرن ، آيتون و ژوو . از روى ديگر مارك پل ) Marc Paul ( ونيزى محل اين شهر را در پارت دانسته است . اما كالكونديل ) Colcondile ( سخنى ديگر دارد . وى محّل تبريز را جايى دور تر از همهء مصنفان برده ، و آن را در ايالتى كه در روزگاران كهن پرسپوليس ) Persepolis ( مركز آن بوده ، دانسته است . به هر روى چنان كه پيش از اين گذشت ميان محققان و مصنفان در اين‌باره اختلافات بحث‌انگيز در ميان است ، و به عقيدهء من نظريهء موله ) Molet ( مترجم و مفسّر اثر بطلميوس ، آنانى ) Anani ( ، . ارتليوس ) ORTELIUS ( ، گلنيتس ) Golnits ( ، دولاواله ) De la Valle ( ، دواتلاس ) De Athlas ( از نظريه ديگران قانع‌كننده‌تر و مستدل‌تر مىباشد . به عبارت ديگر تبريز همان شهر باستانى اكباتان ) Ecbatane ( است كه در تورات و تاريخهاى كهن آسيا از آن سخن در ميان آمده است . اگر اشتباه نكنم مينادوا ) Minadoi ( مصنف و محقق ايتاليايى بحث روشن و مستدلى دربارهء اثبات اين نظريه دارد . با اين همه با اعتقاد تمام مىگويم كه در سراسر شهر تبريز نه از آثار باستانى و عمارات و ابنيهء كهن اثرى ديده مىشود ، و نه از آثار كاخ اكباتان كه روزگارانى ييلاق پادشاهان آسيا بوده نشانى بجاست ، و نه از كاخ دانيال كه بعدها آرامگاه پادشاهان ماد شده ، و يوسف در كتاب دهم خود آورده كه در زمان وى هنوز موجود بوده اثرى ديده مىشود ؛ و اگر به احتمال ضعيف اين قصرهاى بزرگ و باشكوه شانزده قرن پيش از روزگار ما در محّل كنونى تبريز وجود