ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
483
سفرنامه شاردن ( فارسى )
داشته اكنون از آنها هيچ نشانى به جا نيست . و در اطراف شهر آنجا كه عمارات رفيع فرو ريخته جز آجر و خاك و ريزههاى سنگ چيزى ديده نمىشود ؛ و البته اين مصالح ساختمانى در عهد باستان به كار نمىرفته است . محققان و تاريخنويسان ايران همه بر اين قولاند كه تبريز در سال 165 هجرى قمرى بنا شده امّا دربارهء خصوصيّات ديگر شهر اختلاف نظر شديد دارند . برخى از آنان بناى تبريز را به زبيده خاتون كه به معنى گل سرسبد بانوان است ، زن هارون الرشيد خليفهء بغداد نسبت مىدهند . مىگويند : روزى زبيده خاتون چنان بيمار شد كه هيچ كس به شفايافتنش اميد نداشت در چنان حال يك پزشك مادى پيدا شد ، و در اندك مدتى او را از رنج بيمارى رهاند . زبيده خاتون كه نمىدانست چه پاداشى در برابر اين خدمت بزرگ به پزشك بدهد انتخاب آن را به خود وى واگذار كرد . او خواهش كرد زبيده خاتون دستور دهد در زادگاه وى شهرى به افتخارش بسازند ، همسر خليفه خواهش پزشك را پذيرفت و بىدرنگ دستور داد ساختن شهر را آغاز كنند . اين شهر را پس از احداث تبريز نام نهادند تا ميان اين نام و طبابت از نظر اسمى رابطه و قرينهاى برقرار باشد . چه طب به معنى پزشكى است و « ريز » از مصدر ريختن اشتقاق يافته است . بعضى ديگر نظريهاى مشابه اين دارند . مىگويند يكى از سركردگان سپاه هارون الرشيد هلاكوخان نام داشت . وى گرفتار تبى شد كه مدت دو سال هر چه به درمانش كوشيدند سودمند نيفتاد ، و همهء كسانش از شفايافتنش نااميد شدند . اتّفاقا گياهى را كه در همين محّل شهر تبريز روييده بود خورد ، و در زمان بهبود يافت . به شكرانه شفا يافتن دستور داد در همان مكان كه آن گياه شفابخش روييده بود شهر بزرگى بسازند چون ساخته آمد آن را « تبرفت » نام نهاد ؛ بعدها بر اثر تحريف و تصحيف به منظور آسان و زيبا شدن تلفظ تبرفت به تبريز مبدّل شد . ميرزا طاهرخان يكى از دانشمندان و مردان بلند مقام ايران ، پسر ميرزا ابراهيم خان ناظر ايالت دربارهء وجه تسميهء شهر تبريز به نوعى ديگر اظهار نظر كرد . وى گفت : روزى كه ساختن اين شهر را آغاز نهادهاند هوا چنان خوب بوده كه مردم معتقد شدهاند هركس در اين شهر اقامت كند هرگز دچار تب نمىشود . بنابراين تصور آن را تبريز نام نهادهاند . همين شخصيّت بلندنام گفت در خزانهء سلطنتى اصفهان مسكوكاتى نگهدارى مىشود كه نام زبيده خاتون همسر هارون الرشيد بر آنها