ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

89

سفرنامه شاردن ( فارسى )

چنانچه روابط فرانسه و عثمانى از آنچه بود تيره‌تر مىشد و دربار عثمانى به توقيف فرانسويان مقيم باب عالى تصميم مىكرد ، من نيز گرفتار مىآمدم . دو ديگر اين‌كه چون براى گذراندن كالاهاى گرانبهايى كه همراه داشتم حقوق گمركى و عوارض ديگر نپرداخته بودم اگر هر جا و در هر شهرى به دست مأموران عثمانى مىافتاد و توقيف مىشد ، براى پس گرفتن آن نمىتوانستم از سفارت فرانسه كمك بگيرم ، سوّمين عاملى كه موجب تشويش خاطر و اضطرابم شده بود ، اين بود كه چون هوا به اقتضاى فصل سخت گرم شده بود ، و رفت و آمد كاروانها به ايران متوقف شده بود ، ناچار بودم تا فرا رسيدن ماه اكتبر به انتظار بنشينم . در چنين روزها كه سخت ناآرام و درمانده بودم ، پروردگار بزرگ كه همواره مرا در چنين تنگناها و مصيبتها حمايت فرموده است راه بيرون شدن از قسطنطنيه را به رويم گشود . توضيح اين‌كه امپراتور عثمانى در فاصلهء بيست ميلى تانائيس « 44 » ( tanais ) درست رو به روى جايى كه اين‌رود بزرگ وارد سياه آبهاى مئوتيد « 45 » ( meotides ) مىشود قلعه‌اى دارد به نام آزاك ( azac ) ، باب عالى هر سال فرماندهى جديد با گروهى سپاهى و مهمّات و پول زياد به آن‌جا مىفرستد . چون فاصلهء بين پايتخت و اين قلعه از راه دريا بسى كمتر از راه خشكى است ، و از هزار و سيصد ميل در نمىگذرد ، به علاوه سفر از راه دريا خطر رويارويى با راهزنان تاتار و قزّاق و مسكوى را ندارد ، فرمانده و عساكر همراهش از اين راه دريايى به محل مأموريت خود مىروند . مأموران گمرك ، هرگز سائق كشتى حامل فرمانده و سربازان را براى تشخيص نوع بار ، و گرفتن حقوق گمركى بازرسى نمىكنند ، و فقط فرمانده مجاز است كه به محمولات كشتى نظارت كند ، و حال آن‌كه مأموران گمرك از كشتيهاى ديگرى كه در درياى سياه رفت و آمد مىكنند به دقّت هر چه تمام‌تر بازرسى مىنمايند . سفينهء سائق معمولا از كافا ( caffa ) كه يكى از بنادر معروف شبه جزيرهء كريمه است مىگذرد . از اين بندر بزرگ و معتبر هر سال در ماه‌هاى سپتامبر و اكتبر كشتيهاى زياد به مينگرلى ( mingreli ) يا كلشيد ( colchide ) مىروند ، و از اين مناطق در مدت هفت يا هشت روز به مرز ايران مىتوان رسيد . به سخن ديگر ، براى كسانى كه قصد سفر كردن از

--> ( 44 ) - ناتائيس نام قديم رود دن بوده است . ( 45 ) - مئوتيد نام قديم دماغهء كرچ بوده است .