ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
90
سفرنامه شاردن ( فارسى )
قسطنطنيّه به ايران دارند ، راهى كوتاهتر و بهتر از اين وجود ندارد . زيرا راه دريايى در مدت سه هفته طى مىشود ، و پس از پيمودن شصت فرسنگ راه خشكى به مرز ايران مىرسند . راه كلشيد به مرز ايران گرچه ناشناخته و ناهموار نيست ، اما چون گذشتن از آن خالى از خطر نمىباشد رفت و آمد در آن به ندرت صورت مىپذيرد ، و من چندان كه در قسطنطنيه سراغ گرفتم ، كسى را كه از آن راه رفته باشد نيافتم . اما در مينگرلى عدّهء بسيارى را ديدم كه با ارمنيها و گرجيان ايرانى آشنا بودند ، و از آنان شنيده بودم كه بين اين دو جا فقط شش روز راه است . خطراتى كه در اين راه دريايى وجود دارد و مسافر كم از آن عبور مىكند داراى دو جنبه است : نخست اينكه درياى سياه غالب اوقات چنان توفانخيز و موجزاى مىشود كه گاه كشتيهاى بزرگ نيز سالم به مقصد نمىرسند . عدم مهارت ناخدايان در هدايت كشتى ، و مجهز نبودن بنادر هم در هدم و غرق كشتيها خالى از تأثير نيست . افزون بر اين قبايل و اقوامى كه در سرزمينهاى فاصل ميان كلشيد و سرحدّ ايران زندگى مىكنند مردمانى درندهخو ، بىرحم ، بىدين ، غارتگر و بىفرهنگاند ، از اينرو گرچه مسافر هنگام عبور از آن سرزمين از مناظر زيبا و سحرانگيزى سرمست و طربناك مىشود ، اما چه بسا با مخاطرات عظيمى نيز مواجه مىگردد . بارى ، من ناچار شدم براى بيرون شدن از قسطنطنيه با همين سفينهء سائق سفر كنم ، زيرا راه خشكى هم درازتر بود ، و هم پر خطر ؛ و چنان كه پيش از اين ياد كردم اگر بر اثر تيرگى روابط عثمانى و فرانسه دستگير مىشدم رهاييم آسان نبود ، و هر چه داشتم از دستم مىرفت . با وجود اين از خطرات توفانهاى مهيب درياى سياه ، و عدم مهارت ناخدايان عثمانى در هدايت كشتى ، چنان بيمناك شده بودم كه سراپايم مىلرزيد . اما به هر روى تن به قضا دادم ، دل به دريا زدم ، و تصميم كردم كه قطعا و يقينا با كشتى رو به مقصد گذارم . يكى از دوستانم هنگامى كه از تصميم من آگاه شد مژدهام داد كه مرا به بازرگانى كه دوست صميميش بود و با همان كشتى به كلشيد مىرفت مىسپارد تا در تمام طول راه از من و كالاهايم مواظبت كند . دوست من به سبب نفوذ بسيارى كه در امور و شخص بازرگان داشت مطمئن بود كه از راهنماييها و حمايتهاى وى بهرهمند خواهم شد ؛ با وجود اين با قاطعيت تمام به بازرگان يونانى اتمام حجت كرد كه اگر دقيقهاى از رهنمايى و مواظبت من غفلت ورزد ، رشتهء دوستيش را با وى قطع مىكند .