ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
80
سفرنامه شاردن ( فارسى )
از كاندى برگشت وى را خفه كرد « 35 » . اما هرگز از دارايى و خزائن موهوم وى اثرى پيدا نشد . بر اثر اين كار زشت و بدفرجام نه تنها سودى عايد امپراتور نشد بل كه فرماندهى لايق و قابل را از دست داد و چندان كه سپاه به كاندى فرستاد و فرماندهانى براى تسخير باقيماندهء كاندى اعزام داشت كارى از پيش نرفت و با اينكه عدهء بسيارى از سربازان در اين پيكار كه مدت بيست و چهار سال همچنان دوام يافت به هلاكت رسيدند نتيجهاى حاصل نشد . عدم موفقيّت در اين جنگ طولانى نه ضعف قواى مهاجم بود و نه قدرت مقاومت مدافعان ، بل كه حاصل فساد پردامنهاى بود كه بالاخص در ميان طبقهء درباريان از صدر تا ذيل ريشه دوانده بود و در طى جنگهاى ترانسيلوانى و مجارستان « 36 » به حد اعلاى شدت و وخامت انجاميده بود و تا سال 1665 همچنان ادامه داشت . جنگ كاندى را سلطان ابراهيم كه در آن زمان سى و دو ساله بود آغاز كرد « 37 » . وى چهار سال پيش از شروع جنگ به تخت پادشاهى برآمده بود . او هرگز گمان و اميد نداشت كه چنين پايگاه بلند يابد . در ذهن كسان و اطرافيانش نيز هرگز اين خيال خطور نمىكرد . چه زمانى كه عثمان و مراد دو برادرش بر سرزمين مشرق فرمانروا بودند وى را به زندان كردند . سلطان مراد « 38 » پس از اينكه دو برادر خود را خفه كرد چون مرگ خويش را نزديك ديد دستور داد ابراهيم را نيز خفه كنند . اما اين
--> ( 35 ) - وقتى يوسف پاشا در ماه نوامبر 1645 ميلادى - 1023 خورشيدى به عثمانى بازگشت متهم شد كه با محاصره شدگان زد و بند كرده و اجازه داده به آزادى از شهر بيرون بروند به اين اتهام وى را در فوريه 1646 اعدام كردند . دلى حسين پاشا كه پس از يوسف پاشا فرمانده سپاهيان اعزامى به كرت شده بود سردارى دلير و با شهامت بود ، و تا سال 1658 نيز بر اين مقام بود . در اين سال كوپرولو او را احضار و در ماه دسامبر 1658 خفه كرد . تلفات عثمانيها در اين جنگ 245000 نفر بود كه 26000 نفر چركس و 779 افسر و پنج ژنرال بودند . در اين جنگ 199775 تير توپ شليك شده بود . ( 36 ) - جنگ ترانسيلوانى از 1658 تا 1661 ميلادى - 1037 تا 1040 خورشيدى و جنگ هنگرى از 1663 تا 1665 ميلادى 1042 تا 1044 خورشيدى مدت گرفت . ( 37 ) - سلطان ابراهيم از سال 1640 تا 1648 بر عثمانى سلطنت كرد . ( 38 ) - سلطان مراد چهارم پسر اخى مصطفى ، هجدهمين سلطان عثمانى در سال 1032 قمرى 1001 خورشيدى بر تخت سلطنت جلوس كرد . مردى سختدل و بىرحم بود . بايزيد برادرش را كشت بغداد را كه شاه عباس به تصرف خود درآورده بود پس گرفت . با شاه عباس بزرگ و شاه صفى معاصر بود .