ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

71

سفرنامه شاردن ( فارسى )

امروز عازم سفر است و فرصت چنين گفتگوها نيست بهتر آنست كه سفير به قسطنطنيه بازگردد ، و به انتظار وصول رأى و فرمان خلافت بنشيند ؛ ونيز به نايب نخست‌وزير دستور داده شده كه براى عبور كشتى پادشاه فرانسه از آبهاى عثمانى گذرنامه صادر كند ؛ اما سفير بايد فرصت نگهدارد و پيش از بازگشتن امپراتور و كسب اجازه خاك عثمانى را ترك نگويد . مترجم سفارت طبق دستورى كه سفير به وى داده بود وسيلهء مهردار از صدراعظم تقاضا كرد دستور صريح و قاطعى دربارهء آزادى بازرگانى فرانسويان در سراسر امپراتورى عثمانى صادر كند و نخست‌وزير اين تقاضا را پذيرفت ، و اجراى آن را دستور داد . بدين‌گونه دومين سفر مسيو دونوانتل در باب عالى اثر سودمندى در بر نداشت . تركها با قاطعيّت و اطمينان تمام فرانسه را مسبب شكست مذاكرات دو دولت مىدانستند ؛ مىگفتند تقاضاى فرانسويان داير بر كاهش عوارض گمركى با حقيقت مطابقت ندارد ، و قابل بحث و گفتگو نيست ، زيرا اگرچه انگليسيها ، هلنديها ، ژنيها اندكى كمتر از ايشان حقوق گمركى مىپردازند ، اما در عوض از ملتهاى ديگر مانند آلمانيها و ونيزيها حقوق گمركى بيشتر دريافت مىدارند ، وانگهى دولت عثمانى نسبت به ايجاد مناسبات متفاوت با ديگر كشورها آزادى عمل تام و تمام دارد ، و مىتواند براى برخى از كشورها تسهيلات و امتيازات خاصى قائل شود ، و اگر با دولى كه تازه با امپراتورى عثمانى نزديك و دوست شده‌اند با شرايط مناسب‌ترى قرارداد بازرگانى مىبندد نبايد هم پيمانان قديم متوقّع باشند كه اين دولت براى ترضيهء خاطر ايشان منافع خويش را زير پا گذارد و دشواريها و نابسامانيها در نظم امور بازرگانى خود پديد آورد . اما دربارهء ديگر مستدعيات پادشاه فرانسه عثمانيها بر اين اعتقاد بودند كه اصولا فرانسويان حق نداشتند كه چنين امتيازاتى از اين دولت توقّع داشته باشند و اگر فى الجمله برخى از درخواستهايشان برآورده شده احسانى دربارهء ايشان كرده‌اند كه هرگز مستحق آن نبوده‌اند . مىگويند فرانسويان هنگام تجديد قرارداد كاپيتولاسيون به سلاح تهديد و ارعاب متوسّل مىشوند ، مىپندارند كه ايشان آمرند و ما مأمور . پيش از اين‌روزگاران رفتار فرانسويان با ما غير دوستانه بوده است . گاهى ما را به آتش زدن قسطنطنيه ، و ويران كردن بنادر و جزاير ، و تاراج كردن آنها بيم داده‌اند . كشتيهاى حامل نوانتل سفير