ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
70
سفرنامه شاردن ( فارسى )
به صدراعظم و وزيران باب عالى تقديم كنند ؛ اما بر خلاف معمول ، هيأت وزيران اين بار از قبول رشوه و هديه سر باز زدند ، و دربار به صورت حصنى فسادناپذير و منزه چهره نمود . اكنون مىخواهم بدين نكته اشاره كنم كه كثرت هدايا و نقدينههايى كه اين مردان روحانى صرف مسايل مذهبى مىكنند نبايد موجب شگفتى شود . آنان براى من نقل كردند كه بر اطلاق اسپانيوليها چندان به تملّك و تصاحب اين اماكن مقدس مايل و شايق مىباشند كه در اين كار از هيچ گونه بخشش دريغ نمىورزند . همچنين آنها به من گفتند كه هزينهء نگهدارى و نگهبانى ساليانه اين اماكن مذهبى از صد هزار ليور فزونتر مىباشد ، و به جهاتى ناچار مىباشند هر سال يك سوم اين مبلغ را به تركان بپردازند . افزون بر اين هر شخصيت دينى كه براى مدت سه سال مأمور خدمت و نگهبانى اين اماكن مقدس مىشود به محض ورود بايد ده هزار اكو بپردازد . سفير فرانسه وقتى آگاه شد كه امپراتور عثمانى روز سوم ژوئن عازم سفر لهستان است صبحدم آن روز ، پگاه ، به مقر نخستوزير شتافت تا وى را ملاقات كند . اما صدراعظم او را نپذيرفت ، ونيز از گرفتن و خواندن نامهء مسيو دوليون نخستوزير فرانسه سر باز زد . اين بار سفير مسيو دوهرويو را به عنوان اينكه حامل نامه است همراه خود آورده بود . با اينكه مسيو دونوانتل سپيدهدم خود را به مقرّ نخستوزير رسانده بود موفق به ملاقات نخستوزير نشد . زيرا وى همراه مادر ملكه رفته بود . سفير ناچار به مقر مهردار سلطنتى رفت ، و مدت هفت ساعت با بىصبرى تمام به انتظار بازگشتن نخستوزير درنگ كرد ؛ و چون در اين هنگام مأموران به جمع كردن اثاثيهء مقرّ مهردار مشغول بودند ناچار از اين خيمه به آن خيمه مىرفت . اندكى بعد از ظهر خبر رسيد كه صدراعظم وارد شهر شده است . مهردار به ملاقات نخستوزير شتافت تا حضور سفير فرانسه را كه به منظور ديدار و استعلام از آخرين نظرات او آمده بود به وى اطلاع دهد . صدراعظم وسيلهء مهردار به سفير اطلاع داد كه به انتظار ملاقات او ننشيند زيرا وى ناچار است براى به جا آوردن مراسم خداحافظى به ديدار زن ، مادر و بستگانش برود و پيش از شامگاه به مقرّ خويش باز نمىگردد . مصلحت آنست سفير يكى از مترجمانش را آنجا بگمارد ، و صدراعظم آنچه را بايد بگويد به او خواهد گفت . جواب نخستوزير اين بود كه وى بايد مستدعيات سفير را به پيشگاه امپراتور معروض بدارد . همچنين با ديوان عالى مذاكره و مشورت كند ؛ و چون امپراتور هم