ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
69
سفرنامه شاردن ( فارسى )
پذيرفت . نزد نخستوزير رفت . پس از ساعتى برگشت و به سفير گفت : نخستوزير مرا مأمور كرده به شما بگويم يك ماه پيش به وى قول دادهايد چنانچه درخواست شما مبنى بر تقليل حقوق گمركى و آزادى رفت و آمد بازرگانان فرانسوى مقيم عثمانى پذيرفته شود دربارهء ديگر شرايط قرارداد تجديد كاپيتولاسيون مدارا و آهستگى مىكنيد ، اما اكنون كه با اجازه مقام خلافت قراردادى كاملا به نفع فرانسه امضا شده قول خود را زير پا نهادهايد و توقّعات غير عملى داريد ؛ از اينرو با صراحت تمام اعلام مىدارد كه امپراتورى عثمانى اصولا از تجديد قرارداد كاپيتولاسيون منصرف شده است . مسيو دو نوانتل چنان از شنيدن اين جواب پيچان و آشفتهحال گشت كه گفتى صاعقه بر سرش فرود آمده است . سفير و همراهانش سخت خواهان و آرزومند تجديد قرارداد بودند اما در چنان شرايط مذاكرات به بنبست رسيده بود و هيچگونه اميد موفّقيت وجود نداشت ؛ و مهردار براى اينكه گفتگو با سفير ادامه نيابد ، به او گفت بايد موضوع را خاتمه يافته تلقى كنيد و به تجديد قرارداد اميدوار نباشيد . سفير جواب داد نخستوزير فرانسه نامهاى براى صدراعظم عثمانى فرستاده كه بايد مستقيما به دست او بدهم ، و خود نيز اجازهء مرخص شدن بگيرم . مهردار گفت تحصيل اجازهء مرخصى كارى بسيار آسان است ، اما در مورد نامهء نخستوزير فرانسه به شما مىگويم كه صدراعظم به گرفتن و خواندن آن هيچ علاقه ندارد . مسيو نوانتل حسرت زده و نااميدوار به محل سفارت بازگشت ، و در اين كار با مشاوران و همكارانش ، برادرش آبه نوانتل ، مدير كمپانى بازرگانى شرقى ، و دو مترجم سفارت به مشورت پرداخت و به آنها گفت : دولتهاى انگليس و هلند براى تسهيل و تسريع در انعقاد قرارداد كاپيتولاسيون هر يك مبلغى معادل چهار هزار اكو به وزيران دولت عثمانى پرداختهاند ، ما نيز بايد چنين كنيم تا به نتيجهء مطلوب برسيم . مترجمان سفارت وعده پرداخت اين مبلغ را به اطلاع وزيران دولت عثمانى رساندند ؛ اما اين رشوهپردازى نيز نتيجه نبخشيد ، و اين عمل سفارت در نظر وزيران دولت عثمانى نيز زشت جلوه نكرد ؛ چه در دربار عثمانى بسيار مشكلات و موانع با دادن رشوه از ميان برداشته مىشود ؛ اما در بعضى از موارد اين مشكلگشا گره گشودن را نمىتواند مثلا اين دو شخصيت روحانى بيت المقدس چنان كه پيش از اين اشاره كردم به طوع و رغبت آماده بودند كه در ازاى واگذارى اماكن متبرك به آنها ، صد هزار اكو به صدراعظم بپردازند ، و آماده بودند اگر حاجتشان روا شود هداياى گرانبهايى نيز