ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
44
سفرنامه شاردن ( فارسى )
گفت : امپراتور معظم فرانسه مرا براى تحكيم و تقويت روابط دوستانه ميان دو كشور به اينجا فرستاده ، و اكنون احساس مىكنم كه آن عالىجناب به اين موضوع مهم كه مورد توجه خاص شاهنشاه متبوع من ، بزرگترين و نيرومندترين امپراتوران جهان مسيحيّت مىباشد چنان كه شايسته است توجّه ندارد ، و اكنون اعلام مىكنم اگر به سفير او در خور شؤون شاه پر اقتدارش رفتار نشود دستور دارد قرارداد كاپيتولاسيون را لغو كند ، و با همان كشتى كه آمده به فرانسه بازگردد . صدراعظم از شنيدن اين سخنان تند و عتابآميز سخت متغيّر و خشمگين گشت ، و متقابلا جوابهاى درشت و ناهموار داد . سفير نيز بر عتاب و خطاب افزود ، نسخهء كاپيتولاسيون را از دست مترجم گرفت ، بىپروا به طرف زانوان صدراعظم پرتاب كرد ؛ سپس از جا برخاست و بىآنكه سخنى بگويد با خشم تمام از در بيرون شد . اما كسان نخستوزير در سرسرا وى را متوقف كردند ، صدراعظم بىدرنگ مفتى افندى ، مربى و مشاور مخصوص خلافت و كاپتان پاشا ( captan pacha ) را احضار كرد ، و دربارهء سفير و رفتار زشت او ، با آنان به مشورت پرداخت . قرار بر اين شد آنچه را روى داد به مقام خلافت گزارش ، و كسب تكليف كنند . اما چون امپراتور در آن هنگام در صيدگاهى واقع در بيست ليويى قسطنطنيه به شكار كردن سرگرم بود و زودتر از سه روز باز نمىگشت مسيو دولاهه را تا مراجعت امپراتور در يكى از ساختمانهاى كاخ صدارت عظمى متوقف كردند « 19 » . مقارن اين احوال كاپتان پاشا با سفير ديدار كرد ، و از سوى صدراعظم به او گفت اگر آقاى دولاهه در باريابى ديگر مانند كنت لسله فرستاده امپراتور ژرمن جبهء جناب نخستوزير را ببوسد همان احتراماتى كه دربارهء كنت رعايت مىشود ، دربارهء او نيز مرعى خواهد شد . مسيو دولاهه به شنيدن اين پيشنهاد برآشفت و گفت : هرگز به انجام دادن
--> ( 19 ) - بر حسب گزارش يكى از مأموران اتريش در دربار عثمانى آنچه روى نمود بدتر از اين بود ؛ يعنى وقتى مسيو دولاهه معاهدهء كاپيتولاسيون را پيش پاى فاضل احمد پاشا صدراعظم انداخت ، خدمتگر خاص صدراعظم كه آنجا حضور داشت شروع به زدن سفير كرد . دولاهه به قصد حمله كردن به او شمشيرش را از نيام كشيد اما در همين هنگام يكى از مأموران دربار كه آنجا بود يك سيلى به صورت سفير نواخت و او را دور كرد ، اين حادثه روز هفتم ژانويه 1666 ميلادى - 1045 خورشيدى روى داد .