ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

45

سفرنامه شاردن ( فارسى )

كارى كه مغاير با شؤون و مقام رفيع پادشاه مقتدر اوست رضا نمىشود . كاپتان پاشا براى كسب موافقت سفير فرانسه كوشش بسيار و مذاكرات طولانى كرد . از جمله گفت با اين‌كه امپراتور ژرمن بر هفت پادشاه فرمانرواست ، و لسله نيز در معنى برگزيدهء اوست ، از انجام دادن اين كار سر بر نمىتابد ، تو نيز بپذير . اين گفتگوها روزى چند دوام يافت ، و سرانجام پس از ورود مقام خلافت و صلاح‌انديشى وى مقرر شد كه سفير هر زمان بخواهد از كاخ صدارت به جايگاه خود برود . صدراعظم آنچه را طى ملاقات اخير روى نموده فراموش كند ، و ملاقات آينده به دلخواه مسيو دولاهه با تشريفات و احترامات لازم صورت پذيرد . اين ملاقات در ماه ژانويه 1666 صورت پذيرفت . گفتنى است كه صدراعظم براى اين‌كه هنگام ورود سفير فرانسه به احترام او از جا برنخيزد دستور داد سفير را در اتاق پذيرايى فرود آورند ، و خود چند لحظه پس از ورود وى وارد اتاق شد ، اما چنان كه قرار بود با مهربانى و خوشرويى وى را پذيره شد ؛ دستش را به گرمى فشرد . سفير نيز با رضايت خاطر و شادى بسيار از صميم قلب محبّتش را پاسخ گفت . اين ديدار چنان سرشار از لطف و كرامت و محبت بود كه گفتى اين نخستين بار است كه به هم رسيده‌اند و هرگز بدخواه يكدگر نبوده‌اند . به دستور صدراعظم براى سفير و همراهانش قهوه ، شربت و بيست و چهار جبّه آوردند . ماه بعد نيز سفير به افتخار شرفيابى حضور خليفه نائل آمد . امپراتور عثمانى به گرمى وى را پذيرفت ، و چنان كه آيين بود سفير دربارهء مأموريت و مستدعيات خود سخنى نگفت . مسيو دولاهه مأمور شده بود دربارهء تجديد معاهده كاپيتولاسيون تجارى ، و آزادى بازرگانى با هند از راه درياى احمر با صدراعظم مذاكره كند ، و نخست‌وزير هيچ يك از اين دو قرارداد را با شرايطى كه سفير عنوان كرد نپذيرفت ، و در ماه مارس در التزام ركاب امپراتور به قسطنطنيه رفت ، و پس از اين‌كه خليفه در اين شهر متوقف شد وى به كرت - كاندى - سفر كرد . مسيو دولاهه به ادرنه بازگشت و دربارهء مستدعيات خود با نايب نخست‌وزير به مذاكره پرداخت ، اما چون اين شخصيت بدون اجازهء صدراعظم دربارهء پذيرفتن يا نپذيرفتن تقاضاهاى سفير نمىتوانست اظهار نظر كند و ادامهء مذاكرات به هر صورت بىنتيجه بود ، سفير به قسطنطنيه بازگشت . مقارن اين احوال قرارداد ژن كه قبلا به آن اشاره شد با وجود اعتراضات و