ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
38
سفرنامه شاردن ( فارسى )
پر آشوب ناشنودهكار نه تنها از دين و آيين نياكان خود روى برگرداند ، و از آن بيزارى جست ، بلكه از روابط پنهانى بازرگانى فرانسويان و ونيزيان پرده برگرفت و ناگفتنيها را فاش كرد و بر زبان آورد و گفت مطالعه مكتوبات موجود در بسته بسيارى از رازها را آشكارا مىكند . صدراعظم كه به روابط پنهانى و محرمانه بازرگانى فرانسه و ونيز تا اندازهاى آگاه شده بود پس از رازگشاييهاى ورتامن گمانش مبدّل به يقين شد ، و آسان مىتوان حدس زد كه بدگمانى و خشم و غضب صدراعظم نسبت به سفير فرانسه بعد از آگاه شدن بر اين ماجرا چه حدّت و شدّت يافت . با وجود اين هنگامى كه ميان صدراعظم و سفير فرانسه اتفاق ملاقات افتاد صدراعظم نهايت متانت و خويشتندارى از خود نشان داد ، و از طريق صواب و اعتدال بيرون نشد . مسيو دولاهه كه از عمل ننگين و بسيار زشت ورتامن با خبر شده بود و از تيزخشمى و خشونت طبع صدراعظم آگاه بود و مىدانست افتادن بستهء اسناد و مدارك محرمانه به دست صدراعظم چه مخاطرات عظيمى براى وى در پيش دارد در كار خويش درماند ، و در اين مهم با مترجمان و منشيان خود راى زد . متصدى كشف رمز سفارت كه از تندخويى و آتش نهادى صدراعظم عثمانى كاملا آگاه بود و مىدانست يكى از مسؤولان كشف رمز جمهورى ونيز بر سر چنين پيشامدى به ضرب عصاى وى جان باخته است سخت ترسيد و به لابه به مسيو دولاهه گفت : عالىجناب ، من در حضور شما به صداقت تمام عرض مىكنم كه توانايى تحمّل شكنجه ندارم ، و همين كه صدراعظم با عصايش يك ضربه به سرم زد پيش از آنكه ضربه دوم را وارد آورد هر چه بخواهد به او مىگويم ، و راز پوشى و خاموشى نمىتوانم ؛ بنابراين براى اينكه چنين مشكل خطيرى پيش نيايد يا مرا جاى امنى پنهان كنيد يا وسيلهء فرارم را فراهم سازيد . سفير ، مسؤول كشف رمز را در جاى امنى پنهان كرد و خود را براى هر چه پيش آيد آماده ساخت ، و وقتى به ادرنه مقرّ صدارت احضار شد به بهانهء اينكه سخت بيمار و بسترى است و سفر كردن نمىتواند تن به رفتن در نداد ، و به نايب صدراعظم اطلاع داد كه چون به سبب بيمارى سخت قادر به حركت نيست پسرش را جاى خود به ادرنه مىفرستد . همه اسناد و مداركى كه فرمانده سپاه ونيز وسيلهء ورتامن براى سفير فرانسه