ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

39

سفرنامه شاردن ( فارسى )

فرستاده بود و به دست صدراعظم افتاده بود به رقم و به صورت رمز نوشته شده بود ، و هيچ يك از مترجمان و منشيان حاضر در باب عالى قادر به كشف آن نبودند ، از اين‌رو صدراعظم سخت خشمگين شده بود ، و اتفاق را پسر دولاهه هنگامى اجازهء ملاقات يافت كه نخست‌وزير همچنان متغيّر و بر سر خشم بود . پسر دولاهه بىتوجه به شرايط و مقتضيات زمان و مكان ضمن گفتگو با نخست‌وزير جوابهايى ناملايم و درشتناك داد . كوپرولو پاشا گستاخى و زبان‌آورى وى را تحمل نكرد و دستور داد او را در برجى متّصل به باروى ادرنه به زندان كنند « 15 » ، و به بازرگانان و مترجمانى كه همراه پسر دولاهه آمده بودند بدگويى و بىحرمتى كرد اما به آنان گفت اگر در كشف مدارك ارسالى فرمانده سپاهيان ونيز درنگ و تأخير كنند جانشان در خطر خواهد بود . البته تهديد خود را عملى نكرد ، امّا همين بيم زبانى آنان را سخت به وحشت افگند چنان كه فورنتى ( fournetty ) يكى از مترجمان از بسيارى هراس چنان بيمار شد كه هنوز بهبود نيافته و شايد به اين زوديها شفا نيابد . چنان كه پيش از اين اشاره كردم مقارن اين احوال دربار امپراتور در ادرنه مستقر بود و صدراعظم با شتاب تمام به تهيه وسايل جنگ با ترانسيلوانى مىكوشيد ، و مصمم بود كه خود نيز به آن‌جا برود . مسيو دولاهه كه نگران بود مبادا صدراعظم پيش از صدور دستور آزادى پسر وى راه سفر در پيش گيرد - و اتفاق را چنين شد « 16 » - تصميم گرفت به هر روى ، و هر چه پيش آيد به ادرنه برود و در نجات فرزندش بكوشد . محرّك وى در پيش گرفتن اين سفر زن پسرش بود كه وى به تيزخشمى و تيزعنانى و بىرحمى صدراعظم آگاه ، و بيمناك بود كه مبادا در اين ميان جان شوهرش بر باد شود . مسيو دولاهه يك ماه پيش از آن‌كه راهى سفر ادرنه شود كارى شگفت‌انگيز و تهورآميز كرد كه يادكردنى است اندكى پيش از ورود ورتامن به قسطنطنيه يك نفر فرانسوى به نام كيكله با زنش وارد اين شهر شد . يك مرد فرانسوى ديگر كه به زن كيكله تعلّق خاطر داشت در تمام مدت اين مسافرت آن دو را همراهى مىكرد . كيكله

--> ( 15 ) - اين حادثه در ماه آوريل 1658 ميلادى برابر 1037 شمسى اتفاق افتاد . ( 16 ) - كوپرولو روز 23 ژوئن 1658 ميلادى 1037 شمسى از قسطنطنيه خارج شد و در اكتبر همين سال برگشت .