رضا قلى ميرزا نايب الاياله

56

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )

غلطيد و حسن خان شمشير از دستش افتاد و حضرات بختيارى دست درآورده از بالاى بام برج زدند . چند نفرى از بختيارى و آدم‌هاى شاهرخ - ميرزا كشته شد . جماعت بختيارى روى بفرار نهاده و در بين فرار چند نفرى را تعاقب كرده و گرفته بحضور شاهزاده آورده ايشان را سياست نموده باستقلال بعد از قتل حسن خان در ابرقو نشسته و برادر مكرم و الى برحسب امر سركار اقدس هر روزه نوشته و چاپار روانه اصفهان نزد امين الدوله داشته مطلقا خبرى و نوشته [ اى ] كه ثمرى داشته باشد نميرسيد و اگر گاهى ميرسيد مضمونش اينكه « . . . شما اكنون سرحد و ثغور خود را مضبوط داشته شوارع و طرق را ايمن سازيد كه روى اهل ايران به جانب شما است ؛ پيام امين الدوله احتياجى بلشكركشى ندارد و آنگهى در فصل زمستان و عدم غله اگر عزيمت اين حدود را نمايند خلق مملكت به علت زمستان و عدم آذوقه ، متفرق خواهند شد و اخلاص ايشان مبدل بدوركشى [ كذا ] و نفرت خواهد شد و من مصلحت دولت سركار اقدس را در اين حركت نمىبينم » بسيارى از اين مقوله نوشته و بمعاذير ناموجه منع از رفتن خلق مينمود و سبب عذرش بعد كه معلوم گرديد بسبب سلطنت ظل السلطان بود . نيت او در مخالصت تغيير يافته و سبب ارادت امين الدوله به خدمت ظل السلطان : بعد از وفات خاقان خلدآشيان و توقف امين الدوله در اصفهان و عيال و اطفال او و كسان او كه قريب دو سه هزار نفر « 1 » ميشدند تمام را ظل السلطان بحضور

--> ( 1 ) - در ترجمهء انگليسى پانصد نفر است و صحيح‌تر به نظر ميرسد . ف .