رضا قلى ميرزا نايب الاياله

55

سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )

بجز تسليم و انقياد نديده به خدمت شاهرخ ميرزا شتافت و اظهار خدمت نمود و به بهانه خدمت در ابرقو ساكن شده در خفيه اهل شهر را ترغيب و تحريك نموده رو به خود كرد . بعضى را از بيم و برخى را باميد مطيع خود گردانيد كه شاهزاده را جواب گفته آغاز سركشى نمايند . شاهرخ ميرزا نيز بر اسرار و ضماير حسن خان مطلع گشته و ليكن از نداشتن نوكر و استعداد و جمعيت حسن خان و روى اهل شهر با وى جسارت بر سياست مشار اليه نمىنمود . عاقبت اهل شهر بنا را به هرزگى گذارده . شاهرخ ميرزا كه كار را مغشوش ديده كار از تأمل و قرار از تكاهل گذشته ، در نهم شهر شعبان حسن خان را با نوكر بختيارى بحضور طلبيده كشته شدن حسنخان بختيارى و چهار پنج نفر از نوكرهاى خود را در برج بالاى سر عمارت جاى داد . سابقا مذكور گرديد كه عليخان نام برادرزادهء ميرزا قاسم خان از دور قلعهء بزم فرار نموده يكسر آمد بقلعهء « فراغه » نزد حسن خان و او را واسطهء امر خود نمود . در اينوقت كه حسن خان خدمت شاهرخ ميرزا آمد در همان روز عليخان را آورد نزد شاهرخ ميرزا وساطتى از او ميكرد و شاهرخ ميرزا در اثناى صحبت روى بحسن خان نموده گفت اى ناپاك تو را چه عرضه كه بعضى تصورات كرده بناى فسادگذارى حسن خان كه بناى كار را بد ديده دست بشمشير كرده ، شاهرخ ميرزا با تفنگ كه در پيش داشت حسن خان را آماج تير ساخته ، حسن خان از ضرب گلوله عليخانرا با ديگرى تشخيص نداده شمشيرى كه در دست داشت انداخت بر سر عليخان ، يكطرف كله عليخان را با صورتش به زير انداخت . عليخان در