رضا قلى ميرزا نايب الاياله
24
سفرنامه رضا قلى ميرزا نايب الاياله ( نوه فتحعلى شاه ) ( فارسى )
را بعينه نمود . آنمرد آنكار و از اين طرف اصرار منجر به نقار ، از نقار گذشته منتهى بفساد و نزاع شد . از دو طرف بحمايت قبايل و عشائر خود گرد آمده و آواز گيردار بلند شد . لشكر مستعد با اسلحه آماده دست نزاع و كشتار بر سر يك ماديان به تير و تفنگ كرده قيامتى در آن ميدان برپا گرديد كه دود تفنگ و خاك سم شبرنگ رنگ از رخسار آفتاب برده و برق شمشير آبدار در ميانهء آن دود و شرار « چو برقى كه از ابر دارد گذار » ، به نظر جلوهگر شده مختصر اينكه يك دفعه ده دوازده هزار لشكر درهمريخته شمشير قتل در يكديگر گذاشته و بفاصله ده دقيقه چهارصد نفر كشته و زخمى گشته بهرام خان بساك نيز مقتول ، طايفه بهرام خانى منهزم . لشكر خسرو خان ايشانرا تعاقب كرده از حصار بيرون نموند . به قدر دو فرسنگ آن جماعت را تعاقب كرده و مال و سر بسيار و اسلحه بيشمار از آنها گرفته مراجعت به شهر كردند . شاهزاده بيچاره در بالاى برج در خانه ايستاده بىسروسامانى آن طايفه ضاله را ملاحظه ميكرد و بر كشتههاى بىثمر خود افسوس مىخورد كه خسرو خان با فتح نمايان رسيده به خدمت عرض كرد كه چه احتياج بوجود غير است من خود همه خدمات و تمام مهمات را كفايت خواهم كرد . آن روز بسبب اين فساد حركت شاهزاده موقوف بروز ديگر گرديد و از آنطرف طايفه و كسان بهرام خان نعش او را برداشته رو به طرف طوايف هفت لنگ روان گرديده و بقانون ايليت خوانين هفت لنگ بخونخواهى بهرام خان برخاسته لشكرها آراستند .